پارت هجدهم
پارت هجدهم
شب عروسی
آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد
( آرایشگر اومده بود که عروس ها رو حاضر کنه )
الا. الان تموم میشه
آرایشگر. خانم به فرمایید تموم شد خیلی زیبا شدین هر سه تون
ریا. ممنون
ات. برو آقای جئون و پارک و کیم رو صدا کن (روبه بادیگارد )
در زده شد
کوک. خوشگل خانم ها حاضرن
آت. بیا تو
با دیدن کوک تو اون کت و شلواره شیک و زیبا که جذابیتش و بیشتر کرده بود چشمام برق زد
کوک. وقتی ات رو با اون لباس رویایی که یه جوری به تش می اومد انگار فرشته ها دوخته بودنش نیشم وا شد
جیمین. وای بیبی چه خوشگل شدی
دست شو گرفتم و یه دور چرخید
ریا. تو هم خیلی جذاب شدی عشقم
تهیونگ. الا داری دیونه ام می کنی آخه چرا انقدر زیبایی
الا. ممنونم عشقم تو هم خیلی خوب شدی بیب
کوک. من الان باید یه چیزی می گفتم ولی زبونم بند آومده بود
کوک. عالی شدی بیب
آت. لبخند ممنون تو هم همین طور
کوک. بهتره دیگه بریم پایین
( تو راه پله)
کوک. داری صبرم رو تموم می کنی ات
ات. واسه چی
کوک. واسه امشب
آت. لبم رو از خجالت گاز گرفتم و دست به دست از پله ها پایین رفتیم
م ک. وای عروس داماد ها رو نگا چه قدر شما شیرین شدید
آقای کیم. اوه خدا عروس ها رو نگاه پسرا انتخابتون عالی بود آقای
پارک. این صحنه خیلی زیباست
م ک. دیگه بسته برید سریع مراسم رو شروع کنیم
بعد از اینکه عاقد برای الا و ریا عقد رو خوند و همین طور جونگکوک هم جواب داد بله نوبت من بود
عاقد. خانم لی ات شما حاضر هستید با آقای جئون جونگکوک ازدواج کرده
ات. بله
و صدای دست جیغ و بوسه کوتاه من و اون
شب. تقریباً همه مهمون ها رفتن و بقیه هم داشتن می رفتن که کوک منو برد به یکی از اتاق های عمارت که فکر کنم اتاق خودش بود کوک. لیدی دیگه میخوام هم خودم هم تو رو از شر این لباس ها راحت کنم نظرت چیه آت. فکر خوبیه
که لباش رو کبوند رو لبم و مک های عمیقی زد و از پشت زیپ لباسم رو باز کرد که لباسم افتاد حالا فقط با یه لباس زیر مونده بودم کوک. کتم و کمر بندم رو در آوردم و همچنین کراواتم رو که آت رو رو تخت پرت کردم لبش رو بوسیدم و سوتین نش رو در آوردم سینه هاشو مک زدم و خوردم که جاشو با من عوض کرد آمد روم دکمه های لباسم رو باز کرد و لباسم رو در آورد دستشو گذاشت رو شلوارم دکمشو باز کرد که دوباره اومدم روش و شلوار باکسرم رو در آوردم پنتی اونم در آوردم و دوباره لبش رو بوسیدم که دیگه طاقت نیاوردم و فرو کردم توش که جیغش تو دهنم خفه شد همین طور که داشتم با زبونم جا به جای دهنشو مزه می کردم آروم توش تکوم می دادم و کم کم سرعتم رو بیشتر کردم از لباش دست کشیدم به سراغ سینه هاش رفتم خورم کیس گذاشتم دیگه جای سفید براش نمونده بود اونم فقط ناله میکرد
آت. آه اه اه اه اه ای ای ام ام آه ای ام کوک ه ه دیگه بسته ه ه اه اه
کوک. بیبی خیلی خوبی آخه و بازم کردم
کوک. میخوام مزت کنم
ات. ام اهم
و
ازش کشیدم بیرون و براش خوردن لیسیدم مک زدم کم کم داشت می آمد و به کمرش قوس می داد ناله می کرد ولش کردم که کام کرد دیک م رو نزدیک دهنش کردم و گفتم
کوک. برام بخورش.
ات. من نمی توانم
کوک. حرف نباشه فقط بخور
آت. دیکش رو کردم تو دهنم و لیسیدم مک زدم پس از چند مین ول کردم آونم یه زره با بدنم ور رفت و پیشم دراز کشید
کوک. اوه بیبی شب به یاد موندنی بود
ات. اره خیلی مخصوصاً برای من پارم کردی بیب
کوک. دیگه بهش عادت کن
بعد هم تو بغلش خوابیدم
جیمین و ریا
. آه آه اه جیمین بسته
جی. نه ریا میخوامت
ریا. ااه اه اه ولی من دیگه نمی تونم دارم بی هوش میشم
تهیونگ و آلا
بیبی خیلی خوبی
الا. آه آه اه ته اه اه یس اه
ته. اره برام ناله کن دیگه از این به بعد کار هر شبته
الا. آه آه آروم تر
شب عروسی
آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد
( آرایشگر اومده بود که عروس ها رو حاضر کنه )
الا. الان تموم میشه
آرایشگر. خانم به فرمایید تموم شد خیلی زیبا شدین هر سه تون
ریا. ممنون
ات. برو آقای جئون و پارک و کیم رو صدا کن (روبه بادیگارد )
در زده شد
کوک. خوشگل خانم ها حاضرن
آت. بیا تو
با دیدن کوک تو اون کت و شلواره شیک و زیبا که جذابیتش و بیشتر کرده بود چشمام برق زد
کوک. وقتی ات رو با اون لباس رویایی که یه جوری به تش می اومد انگار فرشته ها دوخته بودنش نیشم وا شد
جیمین. وای بیبی چه خوشگل شدی
دست شو گرفتم و یه دور چرخید
ریا. تو هم خیلی جذاب شدی عشقم
تهیونگ. الا داری دیونه ام می کنی آخه چرا انقدر زیبایی
الا. ممنونم عشقم تو هم خیلی خوب شدی بیب
کوک. من الان باید یه چیزی می گفتم ولی زبونم بند آومده بود
کوک. عالی شدی بیب
آت. لبخند ممنون تو هم همین طور
کوک. بهتره دیگه بریم پایین
( تو راه پله)
کوک. داری صبرم رو تموم می کنی ات
ات. واسه چی
کوک. واسه امشب
آت. لبم رو از خجالت گاز گرفتم و دست به دست از پله ها پایین رفتیم
م ک. وای عروس داماد ها رو نگا چه قدر شما شیرین شدید
آقای کیم. اوه خدا عروس ها رو نگاه پسرا انتخابتون عالی بود آقای
پارک. این صحنه خیلی زیباست
م ک. دیگه بسته برید سریع مراسم رو شروع کنیم
بعد از اینکه عاقد برای الا و ریا عقد رو خوند و همین طور جونگکوک هم جواب داد بله نوبت من بود
عاقد. خانم لی ات شما حاضر هستید با آقای جئون جونگکوک ازدواج کرده
ات. بله
و صدای دست جیغ و بوسه کوتاه من و اون
شب. تقریباً همه مهمون ها رفتن و بقیه هم داشتن می رفتن که کوک منو برد به یکی از اتاق های عمارت که فکر کنم اتاق خودش بود کوک. لیدی دیگه میخوام هم خودم هم تو رو از شر این لباس ها راحت کنم نظرت چیه آت. فکر خوبیه
که لباش رو کبوند رو لبم و مک های عمیقی زد و از پشت زیپ لباسم رو باز کرد که لباسم افتاد حالا فقط با یه لباس زیر مونده بودم کوک. کتم و کمر بندم رو در آوردم و همچنین کراواتم رو که آت رو رو تخت پرت کردم لبش رو بوسیدم و سوتین نش رو در آوردم سینه هاشو مک زدم و خوردم که جاشو با من عوض کرد آمد روم دکمه های لباسم رو باز کرد و لباسم رو در آورد دستشو گذاشت رو شلوارم دکمشو باز کرد که دوباره اومدم روش و شلوار باکسرم رو در آوردم پنتی اونم در آوردم و دوباره لبش رو بوسیدم که دیگه طاقت نیاوردم و فرو کردم توش که جیغش تو دهنم خفه شد همین طور که داشتم با زبونم جا به جای دهنشو مزه می کردم آروم توش تکوم می دادم و کم کم سرعتم رو بیشتر کردم از لباش دست کشیدم به سراغ سینه هاش رفتم خورم کیس گذاشتم دیگه جای سفید براش نمونده بود اونم فقط ناله میکرد
آت. آه اه اه اه اه ای ای ام ام آه ای ام کوک ه ه دیگه بسته ه ه اه اه
کوک. بیبی خیلی خوبی آخه و بازم کردم
کوک. میخوام مزت کنم
ات. ام اهم
و
ازش کشیدم بیرون و براش خوردن لیسیدم مک زدم کم کم داشت می آمد و به کمرش قوس می داد ناله می کرد ولش کردم که کام کرد دیک م رو نزدیک دهنش کردم و گفتم
کوک. برام بخورش.
ات. من نمی توانم
کوک. حرف نباشه فقط بخور
آت. دیکش رو کردم تو دهنم و لیسیدم مک زدم پس از چند مین ول کردم آونم یه زره با بدنم ور رفت و پیشم دراز کشید
کوک. اوه بیبی شب به یاد موندنی بود
ات. اره خیلی مخصوصاً برای من پارم کردی بیب
کوک. دیگه بهش عادت کن
بعد هم تو بغلش خوابیدم
جیمین و ریا
. آه آه اه جیمین بسته
جی. نه ریا میخوامت
ریا. ااه اه اه ولی من دیگه نمی تونم دارم بی هوش میشم
تهیونگ و آلا
بیبی خیلی خوبی
الا. آه آه اه ته اه اه یس اه
ته. اره برام ناله کن دیگه از این به بعد کار هر شبته
الا. آه آه آروم تر
- ۱.۱k
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط