دوستت دارم های سیزده سالگی را

دوستت دارم های سیزده سالگی را
روی بخار شیشه ی کلاس کشیدیم
با یک قلب
و حرف اول یک اسم

دوستت دارم های بزرگ تر را
در نامه های عاشقانه نوشتیم
پنهانشان کردیم

هنوز هم یکی از آن نامه ها آنجاست
من از ترس مادرم
جوری پنهانش کردم که حتی خودم هم نتوانستم پیدایش کنم

دوستت دارم

و زنان در حوالی سی سالگی
شاید دیگر
قلبی روی بخار شیشه نکشند
اما
هنوز هم پر از دوستت دارمند
چند تا از دوستت دارمهایم را
برایت
مربای آلبالو درست کرده ام

چند تا را
گرد گرفته ام از اشیا
با یکی از آنها
پیرهنت را اتو کرده ام
و با یکی
با یکی دارم
این شعر را برایت می نویسم!!!!! ‌
دیدگاه ها (۴)

گفتم روزها را آرام تر ورق می زنمشاید گوشه ای از رویاهای کاغذ...

نمیخواهم قدرم را بدانیبعد از روزها و ماهها و سالهابعد از جدا...

دلم برای تو می‌سوزدکه این شب‌ها گوشه‌ای می‌نشینی و فکر می‌کن...

هنوز گاهی وسوسه میشومبا اینکه سالهاست ندارمتو میدانم نیستی و...

last minute

پارت ۱ (اصلا عکس درست حسابی ازشون نداشتم پس فعلا با همین پیش...

"میترسیدم...ولی الان فقط می‌دونم خوشحالم که همه‌چیو گفتم!"P⁶...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط