پسمنچیبیبی

پـس‌مـنـ،،چـی‌بـیـبـی؛
پارت³
(خوب‌اول‌بیام‌یه‌چیزی‌بگم‌ک‌این‌فیک‌اصلا‌در‌باره‌ی‌بی‌تی‌اس‌یا‌کیپاپ‌نی.واسلاید‌دواون‌پسرکی‌هست‌که‌در‌فیکهو‌یچیز‌دیگه‌خیلیا‌میخونن‌ولی‌حمایت‌نمیکنن‌پس‌لطفا‌حمایت‌کنیدوکام‌بزارین‌چون‌نظرتون‌مهمه.)
پسرک‌ معشوقش‌ رو‌ بلند کرد و روی تخت گزاشت و بهش خیره شد (علامت‌پسرک-)
_بهش‌خیره‌بودم‌لبای‌پف‌پفی‌و‌صورتی‌پوست‌سفیدش‌ دیوونم میکرد حتی نمیتونستم یه ثانیه چشم از روش بردارم. اگه بفهمه من کیم قبول میکنه؟یا برای همیشه ازم فرار میکنه؟
با‌همین‌فکرا‌به‌خاب‌رفت‌
دیدگاه ها (۱۰)

پـس‌مـنـ،،چـی‌بـیـبـی؛ پارت⁴(اسم‌دخترک‌و‌میزارم‌هه‌سو‌پسره‌ع...

پـس‌منـ،،چـی‌بـیـبـی؛ پارت⁵-تو‌ اولین انسانی هستی که تونستی ...

پـس‌مـنـ،،چـی‌بـیـبـی؛ پارت²دخترک‌ توی هوا معلق بود تا اینکه...

پـس‌مـنـ،،چـی‌بـیـبـی؛ پارت‌¹بالای‌سکو‌وایساده‌بودم‌خسته‌بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط