همساده: آقوی مجری، جاتون خالی...رفته بودیم حافظیه.. به به
همساده: آقوی مجری، جاتون خالی...رفته بودیم حافظیه.. به به عجب جُی باصفاییه... همی طو که داشتیم تو تنهایی خودمون، زمزمه میکردیم: سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند....به به!
ناگهان! متوجه شدیم ییه شبحی، آروم آروم به ما نزدیک میشه..هاهاهاااا...آقو انگاری هیشکی جز ما نمیدیدش....داغون شدمااااااا.... از قضا ( عاشق همین " از قضا " گفتنشم!) از اونجایی که ما در عنفوان جوانی.. چنان که افتد و دانی! بعله...آقو یه دوره ای ما کلاس احضار ارواح رفته بودیم؛ اینجا بود که به خودمون گفتیم: همساده! هول نکن..باید الان نشون بدی که چی چیا یاد گرفتی..ها! آقو ای شبحو هی به ما نزدیک و نزدیک تر ميشد و یه رفتارای خاصی بروز میداد...انگاری از ما خوشش اومده بود..هاهاهاااا. مارو پسندیده بود.... صد دل نه یک دل عاشق ما شده بود هاااا..
بله! اومد درست روبروی ما! چشم در مقابل چشم... آقو به محض ای که ما باهم رودررو شدیم.....
فامیل دور: چی شده؟؟؟؟؟؟ چی میگه؟؟؟؟ رو چی چی رو شده بودین؟؟
آقای مجری: فامیل! رو در رو... ینی مقابل هم..
فامیل: مگه ارَکیه آی مجری! یعنی چی که هر دفعه من باید این همه توهين بشنوم؟
اصن چرا نمیگید: رو پنجره رو؟؟؟ یا رو فرش رو؟؟
این در بیچاره چه گناهی کرده وسط این دو تا" رو"؟؟؟
من اعتراض دارم آی مجری! قبلا هم راجع به" رودروایسی" باهم بحث کرده بودیم..
آقای مجری: فامیل! این یه اصطلاحه..اینقد گیر نده...
فامیل: آی مجری! رااقر ( لااقل) این در بدبختو بین دوتا کرَمه قرار ندين! خوب معذبه! درِش میگیره...اون وسطِ رِه میشه...
خوبه به جای رودروایسی بگم: "رو مجری وایسی "!
که بفهمی چه حال بدی داره وسط بودن و خفه شدن؟!!!
من دیگه حرفی ندارم!
ازین به بعد " در" باید یا اول کلمه باشه یا آخرش!
به جای رودررو، میگید: " در رو در"!
ناگهان! متوجه شدیم ییه شبحی، آروم آروم به ما نزدیک میشه..هاهاهاااا...آقو انگاری هیشکی جز ما نمیدیدش....داغون شدمااااااا.... از قضا ( عاشق همین " از قضا " گفتنشم!) از اونجایی که ما در عنفوان جوانی.. چنان که افتد و دانی! بعله...آقو یه دوره ای ما کلاس احضار ارواح رفته بودیم؛ اینجا بود که به خودمون گفتیم: همساده! هول نکن..باید الان نشون بدی که چی چیا یاد گرفتی..ها! آقو ای شبحو هی به ما نزدیک و نزدیک تر ميشد و یه رفتارای خاصی بروز میداد...انگاری از ما خوشش اومده بود..هاهاهاااا. مارو پسندیده بود.... صد دل نه یک دل عاشق ما شده بود هاااا..
بله! اومد درست روبروی ما! چشم در مقابل چشم... آقو به محض ای که ما باهم رودررو شدیم.....
فامیل دور: چی شده؟؟؟؟؟؟ چی میگه؟؟؟؟ رو چی چی رو شده بودین؟؟
آقای مجری: فامیل! رو در رو... ینی مقابل هم..
فامیل: مگه ارَکیه آی مجری! یعنی چی که هر دفعه من باید این همه توهين بشنوم؟
اصن چرا نمیگید: رو پنجره رو؟؟؟ یا رو فرش رو؟؟
این در بیچاره چه گناهی کرده وسط این دو تا" رو"؟؟؟
من اعتراض دارم آی مجری! قبلا هم راجع به" رودروایسی" باهم بحث کرده بودیم..
آقای مجری: فامیل! این یه اصطلاحه..اینقد گیر نده...
فامیل: آی مجری! رااقر ( لااقل) این در بدبختو بین دوتا کرَمه قرار ندين! خوب معذبه! درِش میگیره...اون وسطِ رِه میشه...
خوبه به جای رودروایسی بگم: "رو مجری وایسی "!
که بفهمی چه حال بدی داره وسط بودن و خفه شدن؟!!!
من دیگه حرفی ندارم!
ازین به بعد " در" باید یا اول کلمه باشه یا آخرش!
به جای رودررو، میگید: " در رو در"!
- ۲.۴k
- ۲۱ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط