تو به من خندیدی و نمی دانستی

تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان در پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت............
دیدگاه ها (۸)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وسوم: روزی که زنده بودیم---صبح.چشمانم...

از دشمنان تا عاشقان

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 145✦...................

حقیقت پنهان پارت ۷ بورام : مامان بابا بورام سمت پدر و مادرش ...

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۱۰ا.ت با بدنی که از گ...

007-پنهان در مه - پارت ۹۴

تو به من خندیدی و نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایه س...

#تو به من خندیدیو نمی دانستی،من به چه دلهره،از باغچه همسایه#...

تو به من خندیدی و نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایه س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط