مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت
مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت 13
ویو ا/ت. ون مرد منو کشون کشون تا یه خرابه نزدیک ساحل برد و هرچی التماسش میکردم انگار نه انگار مرد پیرهنمو در اورد و سرشو برد تو گردنم
ویو تهیونگ. نمیتونستم همین طور دست رو دست بزارم و یجا بشینم اخه ون دختر چی داشت که باهمون یک بار دیدنش اینجوری شدم با چندتا از افرادم از عمارت بیرون ومدم و رفتیم اسکله اما طوری پنهان شدیم که کسی ما رو نبینه وقتی رسیدیم ونجا دیدم ا/ت از یه قایق پیاده شد اولش فکر کردم افراد جونگ کوکن ولی وقتی دیدم ا/ت داره التماس میکنه ولش کنه و ون مرد همون طور داره به سمت یکی از خرابه ها میکشتتش مطمن شدم که یه هوس باز خیلی اروم تا خرابه رفتم رسیدم ونجا مرد پیرهن ا/ت رو در اورده بود سرش تو گردنش بود منم با اسلحه محکم زدم به گیج گاهیش....
تهیونگ. داری چه گوهی میخوری هاااا (داد
مرد. اخخخخ چتهه روانیی به توچه (داد ودستش رو گیج گاهیش گذاشت
تهیونگ. یا همین الان گورتو گم میکنی یا یه تیر حرومت میکنمم (داد
( مرد ترسید و خیلی با احتیاط رفت بیرون و ا/ت از ترس نشست رو زمین نفس نفس میزد)
تهیونگ. هیی نترس تموم شد ( نشست کنار ا/ت و کتشو در اورد تن ا/ت کرد
ویو ا/ت. خیلی ترسیده بودم نشستم رو زمین ون مافیا که تو عمارت دیدم نشست کنارمو کتشو تنم کرد خیلی احساس بدی داشتم نتونستم خودمو کنترل کنم و بغلش کردم و تا نمیتونستم بلند گریه کردم...
تهیونگ. هیسس تموم شد گریه نکن ( و یکم ا/ت رو نوازش کرد تا اروم بشه
ویو ا/ت. یکم تو بغلش گریه کردم وقتی ازش جداشدم چهرش تو هم بود به دستام نگاه کردم خونی بودد اما من که چیزیم نشده بود پس این خون مال کیه؟ به پشتش نگاه کردم یه چاقو تو کمرش بود حتما کار همون مرد هوس باز بود داشتم
ا/ت. هیی هییی حالت خوبه چاقو خوردی داره ازت خون میره (ترس
تهیونگ. چیزی نیس. ( چشماش و بهم فشار داد
ا/ت. کسی ون بیرون هست لطفا کمکمون کنید......
حمایت نمیکنیدااااا 😐😐💔
ویو ا/ت. ون مرد منو کشون کشون تا یه خرابه نزدیک ساحل برد و هرچی التماسش میکردم انگار نه انگار مرد پیرهنمو در اورد و سرشو برد تو گردنم
ویو تهیونگ. نمیتونستم همین طور دست رو دست بزارم و یجا بشینم اخه ون دختر چی داشت که باهمون یک بار دیدنش اینجوری شدم با چندتا از افرادم از عمارت بیرون ومدم و رفتیم اسکله اما طوری پنهان شدیم که کسی ما رو نبینه وقتی رسیدیم ونجا دیدم ا/ت از یه قایق پیاده شد اولش فکر کردم افراد جونگ کوکن ولی وقتی دیدم ا/ت داره التماس میکنه ولش کنه و ون مرد همون طور داره به سمت یکی از خرابه ها میکشتتش مطمن شدم که یه هوس باز خیلی اروم تا خرابه رفتم رسیدم ونجا مرد پیرهن ا/ت رو در اورده بود سرش تو گردنش بود منم با اسلحه محکم زدم به گیج گاهیش....
تهیونگ. داری چه گوهی میخوری هاااا (داد
مرد. اخخخخ چتهه روانیی به توچه (داد ودستش رو گیج گاهیش گذاشت
تهیونگ. یا همین الان گورتو گم میکنی یا یه تیر حرومت میکنمم (داد
( مرد ترسید و خیلی با احتیاط رفت بیرون و ا/ت از ترس نشست رو زمین نفس نفس میزد)
تهیونگ. هیی نترس تموم شد ( نشست کنار ا/ت و کتشو در اورد تن ا/ت کرد
ویو ا/ت. خیلی ترسیده بودم نشستم رو زمین ون مافیا که تو عمارت دیدم نشست کنارمو کتشو تنم کرد خیلی احساس بدی داشتم نتونستم خودمو کنترل کنم و بغلش کردم و تا نمیتونستم بلند گریه کردم...
تهیونگ. هیسس تموم شد گریه نکن ( و یکم ا/ت رو نوازش کرد تا اروم بشه
ویو ا/ت. یکم تو بغلش گریه کردم وقتی ازش جداشدم چهرش تو هم بود به دستام نگاه کردم خونی بودد اما من که چیزیم نشده بود پس این خون مال کیه؟ به پشتش نگاه کردم یه چاقو تو کمرش بود حتما کار همون مرد هوس باز بود داشتم
ا/ت. هیی هییی حالت خوبه چاقو خوردی داره ازت خون میره (ترس
تهیونگ. چیزی نیس. ( چشماش و بهم فشار داد
ا/ت. کسی ون بیرون هست لطفا کمکمون کنید......
حمایت نمیکنیدااااا 😐😐💔
- ۹.۷k
- ۳۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط