دوستت دارم

دوستت دارم
چنان که صحرا، طنین تاخت مادیان های وحشی را
چنان که برگ، نوازش های زرفام آفتاب را
دوستت دارم
آنچنان که شاعری معشوقه ی موهوم خود را
یا چنان که ساحلی پیش کش های امواج را از سرزمین های دور
دوستت دارم
چنانکه سیب جذبه ی خاک را
و بذر جذبه ی آسمان را ...
دیدگاه ها (۳)

درون چشم تو گویا غزال پنهان استکه از من و همه ی مردمان گریزا...

‍ از آن زمان که خدا غرقِ غم-دمیدن بوددلم حوالی موی تو در تپی...

‍ شیرِ دمانروح و روانِ من بیاای دل و جانِ من بیابی...

به دنیـــای دلم ای عشـــق نامحـــدود! برگردشـده غم‌شیشه،ی چش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط