عشق_بعد_نفرت

عشق_بعد_نفرت

پارت: 4

یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو هیونگ صدا کنی
کوک: عه یعنی منم
یونگی: اره
ات: هیونگا بگید دیگه
کوک: شیر موز
تهیونگ: من قهوه لته میخوام
جیمین: من موچی
جیهوپ: فرقی نداره
یونگی: منم چیزی میل ندارم
جین: شیر کاکائو
نامجون: من هم قهوه
ات: حتما هیونگا
کوک: وای برای اولین بار ینفر هیونگ صدام میکنه
ات:(لبخند در حالی با یه سینی داشت میومد) من تقریبا از همه دخترایی اودیشن دادن بزرگ تر بودم بفرمایید
جین: یاع آفرین ولی به پای من نمیرسی
ات: معلومه که نمیرسم
یونگی: دست پختش عالیه
ات: نه خیلی دست پخت بدی دارم
یونگی: زر میزنه
کوک: باشه حالا یچی درست کن ببینم چطوره
ات: باشه



ویو ات
زود رفتم آشپز خونه و شروع کردم به درست کردن کیمچی تند تند داشتم درستش میکردم که زود آماده بشه

"نیم ساعت بعد"
جین: ات کمک نمیخوای
ات: نه حاضره
نامجون: چقد زود
کوک: آره خیلی زوده هنوز
ات: حالا که حاضره دیگه بیاید سر میز

(اعضا اومدن نشستن و شروع کردن به خوردن)
تهیونگ: واو چقد خوشمزه
جیهوپ: راست میگهه
جین: خوشمزست ولی به پای من نمیرسه
ات: اون که بله
یونگی: چقد حرف میزنید بخورید من برم بکپم
نامجون: ما امشب اینجا میمونیم
(همه اعضا دست زدن بجز یونگی)
یونگی: باشه
جیمین: من با شوگا تو یه اتاق میخوابم
تهکوک: ماهم باهم میخوابیم(همزمان)
ات: او چقدر همزمان(تک خنده)
نامجون: منو جین هم باهم تو یه اتاقیم
یونگی: جیهوپ تو باید پذیرایی بخوابی
ات: چرا اشکال نداره میاد تو اتاقم دیگه نهایتا من رو کاناپه میخوابم
جیهوپ: نه اذیت میشی خودم رو کاناپه میخوابم
کوک: ات مشکلی نداری
ات: نه چه مشکلی
(ات ظرفا رو جم کرد و اعضا هم رفتن تو اتاق هایی که مشخص کردن ات و جیهوپ باهم رفتن تو اتاق)
ات: جیهوپ تو رو تخت بخواب من رو کاناپه
جیهوپ: آخه اذیت میشی
ات: نه خودم هر شب رو کاناپه میخوابم
ویو ات
بزور راضیش کردم رو تخت بخوابه یه دست لباس خواب برداشتمو رفتم تو حموم و عوض کردمو اومدم رو کاناپه دراز کشیدم و خوابیدم

بچه ها کامنت نزارید پارت بعدی نمیدم
دیدگاه ها (۰)

اسلاید دوم قفلاسلاید سوم اصلی

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

هعییییی

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط