با خجالت بهم نگاه کردو گفت نکنه میخواید

با خجالت بهم نگاه کردو گفت نکنه میخواید
نیشخند زدمو گفتم هیش فقط میخوام صدای ناله هاتو بشنوم
و بعد بوسیدمش و شروع کردم به باز کردن دکمه های لباسش پوست سفیدش خود نمایی میکرد یکی زد به شونم ولش نکردم که دیگه داشت بدنش شل میشد ازش جدا شدمو شروع کردم به بازی با سی////نه هاش داشت ناله هاشو خفه میکرد که یکی از سی////نه هاشو گاز گرفتم جیغش رفت هوا نیشخندی زدمو شروع کردم روی مارک گذاشت روی گردن و سی////نه هاش شکمشو بوسیدم و دستمو بردم جای کش شلوارش تقلا کرد حوصلمو سر برد لباسمو در اوردم کمربندمو باز مردمو با اون دستاشو بستم و گفتم با این کارو فقط داری تنبیهتو بیشتر میکنه
چشماش گرد شد شلوارشو کشیدم پایین(همرو باهم کشید پایین)
با یک حرکت همشو باهم توش کردمو جیغ بلندی کشید نزاشتم عادت کنه و شروع کردم به ضربه زدن
_باکو..... عاح....... گو..... عایییییی...... ار
_نزاشتم ادامه بده گفتم بگو ددی
_د.... عاح...... دی..... ارومتر..... عای
سرعتمو تندتر کردم که ار////ضا شد ولی من که هنوز ار/////ضا نشدم سرعتمو تندتر کردم
(سه ساعت بعد)
واکیلا ده بار و من پنچ بار ارضا شدم میخواستم ادامه بدم که از حال رفت




ادامه دارد........
دیدگاه ها (۲)

تولدت مبارک سلطان❤️‍🔥امروز ۹ اردیبهشت تولد سلطان قلب ها چویا...

ادامه از زبان باکوگوهوف این دختره نفره چرا نمیاد همون لحظه ی...

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط