part13

part13
زبان کوک ویو عاح دختریه لجباز این نمیدونه که وقتی گفتم این کارو کن بشینه سر جاش که دیدم مینسو با باباش اومدن که بلند شدم و رفتم سمتشون بعداً حساب ا/ت میرسم
_او سلام آقای لی بفرماین
#ممنون پسرم
دیدم مینسو با یه لبخند چندش روبه رومه دوتا شوند هم خیانت کار بودن و رفتم کمر مینسو گرفتم و با خودم بردم سمت سالن پذیرایی
از دید ا/ت ویو
همینجوری که داشتم میگشتم دیدم کوک داره مردمو دور خودش جمع می‌کنه و یه دفعه گفت
_ دوستان من امشب شما رو جمع کردم که دوست دختر عزیزم میسنو رو نشونتون بدم و پدر عزیزش رو
مینسو با یه لبخند چندش که داشت گفت مرسی عزیزم که کوک حرف زد
_از اینکه بهم خیانت کردین خیلی ممنونم و و اصلحشو در آورد و توی سر مینسو و پدرش خالی کرد
_عاقبت خیانت کردن به جئون این میشه مهمونی تمومه برید خونه هاتون ...
کوک رفت به سمت اتاقش من باید اونجا باشم وای نه سریع دویدم به سمت اتاق..........
دیدگاه ها (۰)

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

این عشق فیک نیست پارت 5//ویوی کوک(صبح) // صبح از خواب پاشدم...

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

تکپارتی جونگ کوک

《برادره ناتنیم》(پارت ۴)ویو ا/تاون بابام بود یعنی بابام اینجا...

پارت ۳ساعت۹ صبح///////ویو الینا:از خواب بلند شدم و دیدم بین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط