سرد برای من

سرد برای من
پارت ۱۹
که یهو خوردم به یکی که توی دستش گل بود و افتاد روی زمین
+اوا ببخشید خیلی خیلی معذرت میخوام خیلی ببخشید(خم شد و گل ها رو جمع کرد و به گل ها نگاه کرد و دید همون گل های سر مزار باباشه و با تعجب سرش رو بلند کرد و به فردی که بهش برخورد کرده بود نگاه کرد، دید ماسک زده و موهاش سیاهه و چون هوا تاریک بود چیز زیادی از چهره اش مشخص نبود)
+ببخشید شما کی هستین( یه ابرو شو بالا انداخته و دسته گل رو با تردید توی دستش نگه داشته، یهو دید که یه قطره آبی از کنار چشم اون فرد ریخت، چون شب بود بازتاب نور اتفاق افتاد و دیدش)
اون فرد: من.....؟من.....؟(آروم)
+شما چه صدای آشنایی دارین........میشه ماسکتون رو در بیارین؟
اون فرد:(آروم ماسکشو در میاره و با چهره سوالی منتظر ری اکشن ا.ت میشه)
+نه نه نه نه......این......این امکان نداره.........من.........من......خودم دیدم.........دیدم.......(با اشک، که حرفش با داخل بغل فرورفتن توسط اون فرد نصفه می مونه)
اون فرد: من زنده ام قشنگ مامان........خوشگل مامان.........من شاهد بزرگ شدنت بودم..........خیلی چیز هارو از دست دادم...........نتونستم از تو در مقابل جئون جونگ کوک محافظت کنم.......ببخش منو دختر مامانی.......مجبور شدم از دور شاهد مرگ بابات باشم، نتونستم بهش کمک کنم......نتونستم از تو محافظت کنم.....
_فلش بک به ۱۲ سال پیش وقتی ا.ت ۹ سالش بود__
ویو اتاق بابای ا.ت...........
بابای ا.ت که به صورت ب.ت مینویسم: عزیزم برای ا.ت مجبوریم تورو مرده نشون بدیم، میدونی که اگه دشمن هام بفهمن تو زنده ای تو و ا.ت رو باهم میکشن و من نابود میشم، برای آینده ا.ت باشه؟
مامان ا.ت که به صورت م.ت مینویسم: باشه، مراقب دخترمون باش
ویو الان
+چرا تنهام گذاشتییییی؟(گریههههه)
م.ت: ببخشید.......ببخشید مامانی........ببخشید جوجه من..........میگم برات سر فرصت
ویو فردا خونه ا.ت...........
م.ت:ا.ت بیا بشین بگم برات
+اومدم مامان
م.ت: یکی از دشمن های بابات، آقای لی، یه روز به من تیر شلیک کرد، اونا فکر کردن که من مردم، چون می‌دونستن بابات داغون میشه اونکارو کردن، ولی من زنده موندم، بابات تصمیم گرفت منو یه مدت بفرسته شانگهای تا بقیه فکر کنن مردم، وز جمله تو دخترم، چون بچه بودی و اگه میدونستی که زنده ام از دهنت می پرید بیرون یا همش بهونه میگرفتی، حالا فهمیدی چرا قشنگ مامان؟ اونا اگه می‌دونستن که من زنده ام هر دوتامون رو باهم میکشتن
+(هق هق،
م.ت: میدونم، سخته( بغلش میکنه)
ویو فردا.............
+ماماننننن، من میرم با یکی از شرکت ها قرارداد دارم تا ناهار میام باشه؟
م.ت: برو قشنگم، مراقب خودت باش باشه؟
+اوهوم خداحافظ
م.ت: بایییی
ویو ا.ت..........
رفتم سوار ماشینم شدم و رفتم شرکت اون شریکم برای بستن قرارداد شراکت، بعداز حدودا ۱۵ مین رسیدم، ماشین رو پارک کردم و رفتم توی شرکت، واووو چه شرکت خوب و تمیزی بود، ولی به شرکت من که نمیرسید، بعداز پرس‌وجو رسیدم به طبقه ۵ که اتاق رئیس اون شرکت قرار داشت و قرار بود اونجا باهم قرارداد ببندیم رفتم توی آسانسور و کلید ۵ رو زدم
رسیدم به اون طبقه، منشی رو دیدم و گفتم
+سلام، کیم ا.ت هستم، رئیس شرکت مد کیم(کارش رو نشون میده) امروز من اینجا قرارداد شراکت داشتم
منشی: اوه بله،سلام خانم کیم(پا میشه و نیمه تعظیم برای احترام میکنه و ا.ت هم متقابلا اون کار رو میکنه) الان با رئیس تمای میگیرم
گوشی رو بر میداره و میگه: رئیس مدیر شرکت کیم برای قرارداد اینجاست.....آهان......بله.....چشم......(روبه ا.ت) بفرمایید داخل رئیس منتظرتونن
+متشکرم
ا.ت ویو..........
رفتم در زدم و با بفرمایید رئیس اون شرکت در رو باز کردم، رئیسه پشتشو کرده بود به در و داشت به بیرون نگاه می کرد، عضلاتش از توی کت و شلوارش معلوم بود و برگشت و با من چشم تو چشم شد...............
ادامه دارد..............
میدونین با لایک و کامنت کلی بهم انرژی میدین
دوستتون دارممممم
برای پارت بعدی ۱۵ لایک و ۱۵ کامنت و ۲ فالوور به فالوور هامون اضافه شه
بوووووووووس به همگیییی
دیدگاه ها (۲۸)

بچه ها، یکم بی انصافی نیست؟ الان حدودا ۱۷۸ نفر دنبال کننده د...

سرد برای منپارت ۲۰مرده: اهم(گلوشو صاف میکنه) سلام+سلام(رسمی)...

سرد برای منپارت ۱۸کوک ویو.............توی این چند سال فهمیدم...

بگین منم جواب میدم به همگی تون

عشق مافیا

love Between the Tides⁶⁴ا/تاز خواب بیدار شدم رفتم صورتم رو ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط