بخوانید.....

بخوانید.....
ماجرا از این قرار است خواهری که ازدواج کرده است در روستایی که شغل مردم دامداری و درآمدشان از شیر و ماست و دوغ بود، برادری داشت که در روستایی دیگر زمین هایی حاصلخیز و شغلشان کشاورزی بود، این شعر از خواهر خطاب به برادر است.که میگوید، موقع خیار و خربزه یعنی همان فصل برداشت محصول بیا به من سر بزن و برایم از محصولتتان بیاور ولی موقع ماست و شیر و دوغ نه من خواهرت هستم و نه تو برادرم....
دیدگاه ها (۲)

یادش بخیرهروقت پای داستان های مادربزرگ می نشستم و سوال پیچش ...

«سر آقا سید» کجاست؟«سر آقا سید» در ارتفاع 2500 متر از سطح در...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿گریه هامو پس میگیرم دروغاتم مال خودتد...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿هزار درد فرستادیم به جان، لیکنچو آمدی...

امام على عليه السلام:هنگامی که باران حسادت ببارد، فساد می رو...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿در این سرای بی‌کسی کسی به در نمی‌زندب...

دلم میخواست بهش بگم هنوزم دوسش دارم...که هنوزم براش میمیرم.....

چقدر غم در این جمله ست؛"از این همه کتاب شعر،یک بیتش را برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط