گفته بودی

گفته بودی
هر وقت که شعر می نویسی
دوستم بدار

نمی دانم


از این همه شعر نوشتن است
که دیوانه وار دوستت دارم


یا از این همه دوست داشتن
که دیوانه وار شعر می نویسم ..
دیدگاه ها (۱۸)

سر من درد که نه میل شکستن دارد تا که بیرون بکشم از وسطش فکر ...

گر همچو من افتاده ی این دام شویای بس که خراب باده و جام شویم...

گاه می پرسند از من عاشق اش هستی هنوز؟بی تفاوت بودنم را گریه ...

بازامشب یک صدای ناز می‌خواهد دلمربنای خسروی آواز می‌خواهددلم...

تو را فراسوی انتظار می خواهمآن سوتر از خودموآنقدر دوستت دارم...

قراری داشتی دیرینه با معبود، می‌دانمصدایت کرد جدت احمد محمود...

می‌دانی عزیزکرده، من تو را بسیار دوست می‌دارم،آنچنان که مجنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط