با خاطراتت قرار گذاشته ام
با خاطراتت قرار گذاشته ام
همان جای همیشگی
حرف هایم را
بارها مرور کرده ام
تا چیزی از قلم نیفتد...
در سینه ام
انگار کوه به کوه رسیده است
ادم ها که بمانند........
چشمهایم
مثل دوربینی
اخرین فلاش هایش را می زند......
درهارا
باز می گذارم
تا باد شعر هایم را
به گوش خدا برساند......
موهایم را یه رخ اینه می کشم
عطر می زنم
کفش هایم یادم نرود .....
چه زود لحظه ی رفتن می رسد
این اخرین قرار عاشقانه ی من است......
همان جای همیشگی
حرف هایم را
بارها مرور کرده ام
تا چیزی از قلم نیفتد...
در سینه ام
انگار کوه به کوه رسیده است
ادم ها که بمانند........
چشمهایم
مثل دوربینی
اخرین فلاش هایش را می زند......
درهارا
باز می گذارم
تا باد شعر هایم را
به گوش خدا برساند......
موهایم را یه رخ اینه می کشم
عطر می زنم
کفش هایم یادم نرود .....
چه زود لحظه ی رفتن می رسد
این اخرین قرار عاشقانه ی من است......
- ۱.۰k
- ۲۵ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط