گوناگون nafas

دیدگاه ها (۱)

یه روزایی دُورُ برم انقد شلوغ بود که هرکَس میپرسید دوست صمیم...

من میروم و قطعا ديگر برنخواهم گشت، وليكن بدان كه در راهِ رفت...

گفتی دوستت دارم و من روی آن دوستت دارم خانه ساختم، و تو رفتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط