نوشته بود؛

نوشته بود؛
وقتی ده ساله‌م بود معلم خواست ک ی داستان کوتاه درباره بهترین دوستمون بنویسیم...
من ب دوستم نگاه کردم و لبخند زدم...
بعد در موردش هرچی میدونستم نوشتم :)
معلم پرسید کی داوطلب میشه داستانش رو بخونه؟ دوستم اول رفت...
من تو داستانش نبودم :)
دیدگاه ها (۰)

رمان آغوشی از جنس خطر پارت هفدهم ۱۷ آخر

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۲هنو...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part به دستام زل زدم.....

Love you پارت دهم-ارع بد شد بود -چییی چرا ظلع زدی بهم&چقد خو...

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.48(روایت از زبان ا.ت)هن...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

^فیک جونگکوک^(پارت‌؟)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط