از اونجایی که بنده مرض دارم خواستم اذیتتون کنم
از اونجایی که بنده مرض دارم خواستم اذیتتون کنم 😂😂😅😂😅
پارت ۱۰
+رفتم لباسمو با یک لباس مشکی دارک عوض کردم و رفتم به آدرسی که بهم داده بودن
رفتم داخل دیدم اونجا با تم آبی و سفید که خیلی دوست داشتم آماده شده بود و دیدم کوک با دسته گلی سفید منتظرم واستاده
رفتم پریدم بغلش گفتم
+خیلی نامردی می دونی چقدر نگرانت شدم
-باشه عزیزم من معذرت می خوام فقط خانم کیم ات آیا حاضرید در خواست مرا برای ازدواج بپذیرید ؟
+با (چشمای اشکی) بله
بغلم کرد و دسته گل رو بهم داد و گفت
-حالا چطور می خواستی نجاتم بدی؟
+با این (تفتگ دستش بود )
-بعد اون وقت این از کجا ؟
+عه کوک من مافیام مگه میشه تفنگ نداشته باشم
-خوب از این بحث بیایم بیرون
-خوب پرنسس افتخار رقص می دین؟
+تا وقتی پرنسم تو باشی چرا که نه (لبخند)
~{عوق حالم بهم خورد}😂😅😂😅😂
رفتیم خونه
2 ماه بعد
ادامه دارد .......
امیدوارم خوشتون اومده باشه و اینکه اون روز فیک رو تمام کردم مرض داشتم می خواستم فقط اذیت کنم🤣😂🤣😂🌹🌹💋🌸🌸
🌸🌸🌸🌹🌸🌸🌸
💕💕💕💖💕💕💕
پارت ۱۰
+رفتم لباسمو با یک لباس مشکی دارک عوض کردم و رفتم به آدرسی که بهم داده بودن
رفتم داخل دیدم اونجا با تم آبی و سفید که خیلی دوست داشتم آماده شده بود و دیدم کوک با دسته گلی سفید منتظرم واستاده
رفتم پریدم بغلش گفتم
+خیلی نامردی می دونی چقدر نگرانت شدم
-باشه عزیزم من معذرت می خوام فقط خانم کیم ات آیا حاضرید در خواست مرا برای ازدواج بپذیرید ؟
+با (چشمای اشکی) بله
بغلم کرد و دسته گل رو بهم داد و گفت
-حالا چطور می خواستی نجاتم بدی؟
+با این (تفتگ دستش بود )
-بعد اون وقت این از کجا ؟
+عه کوک من مافیام مگه میشه تفنگ نداشته باشم
-خوب از این بحث بیایم بیرون
-خوب پرنسس افتخار رقص می دین؟
+تا وقتی پرنسم تو باشی چرا که نه (لبخند)
~{عوق حالم بهم خورد}😂😅😂😅😂
رفتیم خونه
2 ماه بعد
ادامه دارد .......
امیدوارم خوشتون اومده باشه و اینکه اون روز فیک رو تمام کردم مرض داشتم می خواستم فقط اذیت کنم🤣😂🤣😂🌹🌹💋🌸🌸
🌸🌸🌸🌹🌸🌸🌸
💕💕💕💖💕💕💕
- ۳.۸k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط