مثلا گیج و بی‌خبر از خواب بلند شوی، رادیو را روشن کنی و ب

مثلا گیج و بی‌خبر از خواب بلند شوی، رادیو را روشن کنی و بشنوی: «خبری نیست، پا روی پا بیندازید، چایتان را بنوشید، به موزیک‌های آرام گوش کنید، کتاب بخوانید، عاشق باشید و غمتان نباشد؛ قرار نیست هیچ اتفاق خاصی بیفتد...»

مثلا روزت را با صدای آواز گنجشک‌ها و شیطنت‌های ابرها و آفتاب شروع کنی
مثلا چشم باز کنی و همه چیز خوب باشد،
مثلا هیچ روزنه‌ای برای نگرانی نباشد،
و زمین سیاره‌ی آرام و دنجی شده باشد برای زیستن ...
دیدگاه ها (۱)

007-آلما ویسکی - پارت ۳۵

پارت ۳۳ته:دیونه چرا تو از اون موقع تو فکری؟ 😏🦋هیون‌وو با لبخ...

‌ ‌مثلا گیج و بی‌خبر از خواب بلند شوی، رادیو را روشن کنی و ب...

مثلا گیج و بی‌خبر از خواب بلند شوی، رادیو را روشن کنی و بشنو...

مثلا گیج و بی‌خبر از خواب بلند شوی،رادیو را روشن کنی و بشنوی...

مثلا گیج و بی‌خبر از خواب بلند شوی، رادیو را روشن کنی و بشنو...

مثلا گیج و بی‌خبر از خواب بلند شوی،رادیو را روشن کنی و بشنوی...

مثلا گیج و بی‌خبر از خواب بلند شوی، رادیو را روشن کنی و بشنو...

مثلا گیج و بی‌خبر از خواب بلند شوی، رادیو را روشن کنی و بشنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط