رویِ نِی مویِ تو در باد رها افتاده

رویِ نِی مویِ تو در باد رها افتاده
در فضا رایحه‌ای روح‌فزا افتاده
سر ِ تو می‌رود و پیکر تو می‌ماند
از هم آیاتِ وجودِ تو جدا افتاده
آتش آن نیست که در خرمن پروانه زدند
آتش آن است که در خیمه یِ ما افتاده
دم ِ گودال دلم ریخت که انگشتت کو؟
حق بده خواهرت اینگونه ز پا افتاده
عاقبت دید رباب آنچه نباید می‌دید
آنقدر زار زده تا ز صدا افتاده
من به میل خود از اینجا نروم، میبَرَدَم
تازیانه که به جانِ تن ما افتاده
میشمارم همه طفلان حرم را دائم
وای که دخترکت باز کجا افتاده؟
زجر رفته ست سراغش که بیارد او را
آمد اما به رویش پنجه به جا افتاده
هق هقش پاسخ من شد که از او پرسیدم
دو سه دندانِ تو ای عمه چرا افتاده؟
×السلام علیک یا زینب کبری×
دیدگاه ها (۱)

"حسین جان" زمن مپرس که عمری چه کار می کردم گنه به محضر پرورد...

امام صادق علیه السلام فرمود : خردمند عیبپوش است و نادان فریب...

کلام الهی.........

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْ...

#شعر_معاصر 🍃ای عشق، همه بهانه از توستمن خامشم، این ترانه از ...

پارت ۱۴ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط