خدایا آمده‌ام برای حالِ مردم کشورم دست به دامانت بگیرم و

خدایا آمده‌ام برای حالِ مردم کشورم دست به دامانت بگیرم و دعا کنم...
برای خاطر دلـهای بیقرار و سینه‌های داغداری که از تباهی و دردها گریخته‌اند و امیدشان به نگاه و دستان مهربان توست...
نا امیدشان نکن خدا...!
دلم گرفته از این روزهای سردی که هر ثانیه داریم در آتش اضطراب ناگزیر آن می‌سوزیم و گرم نمی‌شویم...
دلم گرفته از شرایطی که هست، از اینکه مردم کشورم را نا آرام و بیقرار می‌بینم و کاری از دستم ساخته نیست...
از اینکه نمی‌شود پنهان کنم که چقدر ترسیده و چقدر بیتابم این ‌روزها...
می‌ترسم آخر خسته از انتظار و نا امید از معجزه شویم...
چقدر نیاز دارم بیایی و کنار گوشم آرام بگویی:
نگران نباش، خودم درستش می‌کنم، خودم مراقب عزیزانت هستم، خودم حواسم به همه چیز هست، نگران نباش...
خداااا....
رهایمان نکن میان اینهمه درد، ما بدون تو کودکان گم شده در دل شبهای تاریک یک بیابانیم...
دستان ما را بگیر که می‌ترسیم از سیاهی، دستان ما را بگیر...

نرگس_صرافیان_طوفان
دیدگاه ها (۲۱۱)

❤️حرف آخر سال....سال دارد تمام می شود ...دارم فکر می کنم به ...

برای سال جدیدت آرزوی تحول دارم...آرزو می‌کنم که زندگی و جهان...

درست چنین روزهایی بود، دوران طلایی و شیرین کودکی...روزهای پا...

همه یِ ما باید کسی را داشته باشیمکه وقتی یک روز، روزِ ما نبو...

خوشگل پسرا خودشونو معرفی کردن❤️🎀🦊: بچه‌ها، تا حالا ویدیوهای ...

پارت ۵۰

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

((( پارت هفتم ))))

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

پارت پنج

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط