اون خودش بهت پيشنهاد داده بود و يك قرار داد جلوت گذاشته ب

اون خودش بهت پيشنهاد داده بود و يك قرار داد جلوت گذاشته بود.
دليلِ اينكه تورو انتخاب كرد رو؛تا به الان متوجهش نشده بودى.
حتى بارها و بارها ازش پرسيدى،اما جز جوابِ سربالا؛هيچيزى نشنيدى!
ظرفِ پاپكورنى كه تو بغلت بود رو؛كنار گذاشتى و كامل سمتش برگشتى:
"يك سوال ازت ميپرسم و بعد،مدلت ميشم!"
تهیونگ ابرويى بالا انداخت.به نرمى خنديد و آرنجش رو به پشتيه مبل تكيه داد و هومى كشيد:
"فكر ميكنم متوجهش نشدى دختر،گفتم يا مدلم ميشى،يا يك شخصِ ديگ.."
جمله اش هنوز تموم نشده بود كه،روىِ زانوهات قرار گرفتى و بعد،كمى بهش نزديكتر شدى.
هردو دستت رو؛روىِ شونه هاش گذاشتى و بعد؛يكى از پاهات رو يك طرفِ پاش و پاىِ ديگه ات رو؛سمتِ ديگه اش قرار دادى و به اين شكل؛روىِ پاهاش نشستى.
درحالى كه هنوزهم دستهات؛روىِ شونه هاش قرار داشت؛آروم لب زدى:
"اول جوابِ سوالم!"
تهیونگ ابرويى بالا انداخت،پوزخندى زد و هردو دستش رو؛روىِ پهلو هات قرار داد:
"روشِ ناعادلانه اى،براىِ پيش بردنِ اين بحثه!"
دیدگاه ها (۱)

𝙍𝙚𝙙 𝘼𝙨𝙥𝙝𝙖𝙡𝙩 آسفــالــت ســرختهیونگ پوزخندی زد. یکی از دست ه...

پارت ۱۹۶

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p58نینا شونه بالا انداخت.«خب... تا قبل از...

📖 قلدرِ منپارت اول | تازه‌واردصدای همهمه‌ی کلاس از چند دقیقه...

چندپارتی یونگی

«رایحه پنهان»17:28تهیونگ آروم پلک‌هاش رو از هم باز کرد.چند ث...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖اِریا چند ثانیه به عکس خیره موند.ـ «ای...

contact 🍷#contract 𝑃𝑇11_ امروز تولدمه، و تو فراموش کردی قرمز...

صبح روز بعد، ا.ت با لبخند از خواب بیدار شد.قرار بود بعدازظهر...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۴بچه ها برای اینکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط