چشم از قلب شکایت کرد و گفت: تو چرا عاشق میشوی و من باید ا

چشم از قلب شکایت کرد و گفت: تو چرا عاشق میشوی و من باید اشک بریزم؟ قلب گفت: تو چرا نگاه میکنی تا من درد بکشم...!!!
دیدگاه ها (۱)

وقتــے خـاکْم مْے کنیـن دوپـاکْت سیگـارتـو قَبْرم بْذاریـن ش...

ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺘﻢ : ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﻡ ﮐﻢ ﮐﻦ ،ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪﻣﯿﺨﻮﺍﻣﺶ ﺭﻭ ﺑﻬﻢ ﺑ...

یه جا تعریف قشنگی از عشق خوندم که:و اشک تاوانی است که چشم ها...

تو نگاه می‌کنی و من، بی‌اختیار، تمام غرورم را زمین می‌گذارم؛...

هم می‌ترسم دوستت داشته باشم، آن‌وقتبروی و درد بکشم. هم می‌تر...

میگن قلب استخون نداره پس اینا چیه توش میشکنه؟!بعضی درد ها رو...

عاشق ، نگاه کردن بهتم .عاشق ، بوسیدنتم .عاشق ، ناز کردن موها...

عاشقانه های شبنم

شب ها تو به آسمان خیره میشوی و ستارگان را نگاه میکنی اما من ...

جنگل نفرین شده پارت ۲۷ ( فیلم هندی)

پارت ۴ یذره کوتاهه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط