چه می شد ماهیِ عیدت خودم بودم به تنهایی

چه می شد ماهیِ عیدت خودم بودم به تنهایی
گَهی با پُشت ناخُن میزدی بر شیشه تُنگم ....
ss
دیدگاه ها (۱)

دلتنگی یعنی:روبروی دریا ایستاده باشی و خاطره بیابان خفه ات ک...

کسی چه می داندمن امروز چند بار فرو ریختمچند بار دلتنگ شدماز ...

خب، هر جور که حساب کنی عوض شدن یک فصل اتفاق مهمی نیست. به حک...

می گویند حرف ها هم دست دارند‌ ،دست های بلندی که گاهی گلویی ر...

پشت دلبا زترین پنجره تنگ

شاه فیک‌تون کلی ایرانی رو فدای خودش کردو در امن‌ترین جاهای ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط