ایمرغ سحر عشق زپروانه بیاموز

ایمرغ سحر عشق زپروانه بیاموز
کان سوخته را جان شد و آواز نیامد.
‌.
دیدگاه ها (۶)

خریدی خانه دل را دل آن توست می‌دانی‌‌...‌‌

چو چشمت هرگزم چشمی به چشمم در نمی‌آیدبه چشمانت که چشمم را به...

هم نظری هم خبری هم قمران را قمریهم شکر اندر شکر اندر شکر اند...

از پشت تریبون دلم عشق چنین گفتمحبوب تو زیباست، قشنگ است، ملی...

سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشدندارد پای عشق او کسی کش...

سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشدندارد پای عشق او کسی کش...

سوی خانه خویش آمد عشق آن عاشق نوازعشق دارد در تصور صورتی صور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط