پارت

پارت ۶
ویو ا/ت
داشتم اون چیزایی که بهم گفت خورد کنم رو خورد می کردم که یهو مامانش اومد پشتم و دستاش رو گذاشت رو شونه هام و تو گوشم زمزمه کرد.
مامانش: کارت خیلی خوبه
بهم شک کرده مطمئنم ولی اگه بفهمه
فلش بک
کورو: حواست باشه مامانم زود میفهمه و اینکه از رابطه های دروغی بدم میاد و قطعا از خجالت هر دو مون در میاد مامانم گاهی خیلی ترسناکه.
پایان فلش بک
من : ممنون
مامانش: تو خورد کردن آدما جی؟ همینطور خوبی؟ تو که نمیخوای تتسورو رو خورد کنی؟
چی؟ این چه حرفیه؟
من: نه ....چرا باید این کار رو بکنم🤨😐
مامانش: میدونم وگرنه ....الان اینجا نبودی....خوب دروغ میگی اول باور کردم.
من:چی؟
خشکم زد. رنگم پرید نمی خواستم گند بزنم
مامانش: ولی....همش دروغ نبود نه؟ واقعا دوسش داری آره؟
گونه هام نا خودآگاه سرخ شد.
من: خیلی.
چی داشتم می گفتم....اون دشمن منه...چرا این حرفو زدم.
من:ولی حس میکنم که ممکنه منو کنار بزاره برای همین....میخوام تمام تلاشم رو بکنم تا خراب نکنم.
مامانش: تو خیلی مهربونی😊
من:م...ممنون
مامانش: ولی حواستو خوب جمع کن.😈
من: چ...چشم
و رفت کنار. یه نگاه به کورو انداختم که داشت با باباش حرف میزد ولی چی داشتن می گفتن؟
ویو کورو
...چی؟...
بابام:اون ختر خیلی گزینه ی خوبی برای توعه و مطمئنم که مثل ریکا نیست.
من: بابا حرف ریکا رو نزن.
بابام: اون واقعا دوست داره.
خب خوبه این یعنی شک نکردن.
من: منم دوسش دارم.
بابام: نداری....میشناسمت ...اونجوری که با ریکا بودی دوسش نداری.
______________________
ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

ادامه پارت ۶ فلش بک ویو نویسندهریکا: تتسو خیلی دوست دارم کور...

پارت ۷ویو ا/ت خود خنگم از این کار خندم گرفته بود. با مامانش ...

پارت ۵ قسمت ۳ ویو کورو ...فهمیدم که....مامانت داشت ما رو ن...

این داستان شوگر ددی😂..‌...#انیمه #آهنگ #سناریو #هنتای #mbti

پارت ۱۴ویو ا/ت روز بعددیدم کورو تنهاست و از فرصت استفاده کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط