چراغ امیدتان همیشه روشن و دل‌هایتان میزبان گرمای عشق باد

چراغ امیدتان همیشه روشن و دل‌هایتان میزبان گرمای عشق باد

من فکر می‌کنم

هرگز نبوده قلب من

این گونه گرم و سرخ

احساس می‌کنم

در بدترین دقایق این شام مرگ‌زای

چندین هزار چشمه‌ی خورشید

در دلم

می‌جوشد از یقین

احساس می‌کنم

در هر کنار و گوشه‌ی این شوره‌زار یاس

چندین هزار جنگل شاداب

ناگهان

می‌روید از زمین
دیدگاه ها (۱)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p87شاخه‌های سرو در باد آروم تکون می‌خورد...

فیک تهکوک وارث زار

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۱۳ | «یک تصمیم بزرگ......

#عقد_با_رئیس_مافیاعقد با رئیس مافیا پارت 28ات هنوز به صفحه‌ی...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

Five

🍷 شراب قرمزپارت ۲۸ — تلهماشین با سرعت در جاده‌ی تاریک حرکت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط