من فکر می کنم

من فکر می کنم
الکساندر هم عاشق بود
که تلفن را آفرید
وگرنه
به عقل هیچ آدم عاقلی نمی رسید
که می توان حضورگرم کسی را
از سیمهای سرد عبور داد
و گرمای صدایش را حس کرد
دیدگاه ها (۵)

بی هیچ سُوالیـــــ و جَوابیـــــبَغَلَمــــ کن خَستِه تَر از...

حرف رفتن که می شود، هزار چوپان دروغگو پشت چشمانم کمین می کنن...

...

روزمون مبارک

الماس من پارت ۲۹قدمی دیوید روبه رویش ایستاد با آن لبخند کج و...

چه بگویم ز غمم ، در دل تنگم داغیست !از من سوخته دل ، جسم‌ نح...

⁷𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 اومدن سر میز نشستن که اصن اون حال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط