قسم خوردم به چشمان تو هرگز دل نمی‌بندم

قسم خوردم به چشمان تو هرگز دل نمی‌بندم
کمک کرده غرورت تا بمانم پای سوگندم

نبوده بین ما حتی نگاهی و همین یعنی
به قانون حیای عشق پابندی و پابندم

میان عشق و اشک از روزهای دور پیوندی‌ست
پر از اشک است چشم من که لبخند خداوندم

چه بی‌چون و چرا دستت سپردم اختیارم را
منی که سخت استدلالی و لجباز و یک دنده‌م

دل من با خیال وصل تو آرام می‌گیرد
تو اقیانوس آرامی و من غوغای اروندم

کنارت کشف‌های تازه‌ای از عشق خواهم داشت
تو یک مضمون بکر و نابی و من یک هنرمندم

تو مجنون باش اما بین من فرق است با لیلی
نخواهد بود سهم هیچ‌کس غیر از تو لبخندم
دیدگاه ها (۳)

وصف خال دلربایت حسرت دلها شدهگیسوان چون کمندت محشر کبرا شدهآ...

هر رهی را رفتم این دنیا به پایم خار زددست بی رحمش همه...

تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریاییتو همان ناب ترین جاذبه ی...

. بغلم میکنی و میروم آهسته به خوابتو بیا گوشه آغوش من ای عشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط