اجازه هست که با تو ز عشق دم بزنم؟

اجازه هست که با تو ز عشق دم بزنم؟
و این سکوت فزاینده را به هم بزنم؟

اجازه هست بگویم که دوستت دارم؟
که تا به شیوه‌ی دلدادگی رقم بزنم؟

اجازه هست صراحت بپرسم از تو؟ و یا
کنایه‌وار بگویم، به پیچ و خم بزنم؟

برای بودنِ با تو، بهانه‌جو شده‌ام!
چقدر بی تو در این پرده، زیر و بم بزنم؟

بمن بگو، که اگر لایقم نمی‌دانی
به پیش چشم تو بر هستی‌ام قلم بزنم

اگر به فرض محالی، مرا زخود راندی!
اجازه هم نده با سایه‌ات قدم بزنم...

کنون که پرسش من در خورِ جوابت نیست
چرا تلنگری به تو بانوی محترم بزنم!؟
دیدگاه ها (۱)

🍁 حال و هوایی دیگر می گیردلحظه‌هایی که تو در کنار منیتعبیر" ...

🍁 من می روم...و کلید این خانه ی دلگیر را،زیر هیچ گلدانی نخوا...

پاییز عزم رفتن دارد. میشنوی صدایِ سرد زمستان را؟ زمستان، ای...

عشق دکانی است....که مغازه دارش سالهاست مرده استو تو غمناک تک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط