چه زیبا میشد این دنیا

چه زیبا میشد این دنیا
اگر شاه و گدا کم بود
اگر بر زخم هر قلبی
همان اندازه مرهم بود

چه زیبا میشد این دنیا
اگر دستی بگیرد دست
اگر قدری محبت را
به ناف زندگانی بست

چه زیبا میشد این دنیا
کمی هم با وفا باشیم
نباشد روزگاری که
نمک بر زخم هم پاشیم

چه زیبا میشد این دنیا
نیاید اشک محرومی
زمین و آسمان لرزد
ز آه و درد مظلومی

چه زیبا میشد این دنیا
شود کینه ز دلها گم
اگر بشکستن پیمان
نگردد عادت مردم
دیدگاه ها (۲)

جمعه احوال عجیبی داردهر کس از عشق نصیبی دارددر دلم حس غریبی ...

من و دل آمده بودیم به مهمانی توهر دو لبریز غزل غرق گل افشانی...

با زبان گریه از دنیا شکایت می کنم از لب خندان مردم نیز ، حیر...

ای نوش داروی دلمجامی دگر، کامی دگر، شامی دگر پیشم بمانروح من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط