THE NAME

THE NAME...
گل رز سفیدم
PART...
2️⃣
🖤💋...
اما همینکه خواست خواهرش رو در آغوش بگیره صدایی که با گریه می‌گفت :مامان! اون رو متوقف کرد.
در سالن اصلی باز شد؛ کودکی پشت در سالن داشت گریه میکرد.
هه سو سریع خودش را به کودک رساند و او را در آغوش گرفت و در گوشش زمزمه کرد:
_جانم پسرم، نترس قربونت بشم مامان اینجاست...
تهیونگ از دیدن خواهرزاده‌اش برای اولین بار خیلی خوشحال بود اما نه فقط اون سوکجین و نامجون هم خیلی خوشحال بودن.
به سمت خواهرشان رفتن تا اون پسرک را ببینن.
هه سو پسرش هیون سوک را زمین گذاشت و به سمت آن چهار نفر دیگر رفت.
داشت خودش را معرفی می کرد که با صورتی آشنا برخورد کرد.
اون یونگی بود.!
هه سو تلاش کرد تا تابلویش نکند پس خود را زد به آن راه.
همگی دور یک میز نشسته بودن و مشغول صحبت بودن؛یونگی بعد از ساعت ها بی حرفی شروع کرد به حرف زدن و سوال پرسیدم از هه سو
_پدر بچه کیه؟
_شرمنده نمیتونم بگم!
_اسمش چیه؟
_هیون سوک!
_بچه خودتونه؟
_بله
...
هه سو به تمام سوالاتش جواب داد اما آخرین سوال.
_چند سالشه؟
هه سو نمی‌توانست این را بگویید،نمی خواست یونگی این رو بفهمد!
آخر سر تصمیمش را گرفت.
_هیون سوک 5 سالشه!
_این يعنى...
🖤💋...
امیدوارم ارزش یه لایک رو
داشته باشه. 💋🖤
#گل_رز_سفیدم
@w.h.s.scenario.2025
دیدگاه ها (۴)

THE NAME...گل رز سفیدمPART...3️⃣🖤💋... _این یعنی 20 ساله بودی...

THE NAME...گل رز سفیدم PART...4️⃣🖤💋... اما کسی از چیزایی که ...

THE NAME...گل رز سفیدمPART...1️⃣🖤💋... نگاهی به صورت معصوم پس...

THE NAME...گل رز سفیدم. PART...معارفه. 🖤💋... ا.ت:اسمش تو فیک...

رویای ابی پارت اول

ایدل من

فیک اشتباه زیبا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط