( او ) مرا نواخت !!

( او ) مرا نواخت !!
نمی دانستم چه بگویم !
دهانم راهی به نامها نداشت
چشمانم کور بود
و چیزی در روح من آغازید :
تب
یا بالهایی فراموش شده !
و من به طریقت خود دست یافتم :
رمز گشایی اتش !
و اولین سطر لرزان را نوشتم :
لرزان ،
بدون استحکام ،
کاملا چرند !!
سرشار از دانایی آنان که هیچ نمی دانند!!
و ناگهان دیدم
درهای بهشت را
بدون قفل و گشوده !
گیاهان را
تپش کشتزاران را
سایه های غربال شده با تیغ آتش و گل را
شب طوفان خیز و
هستی را !
و من
این بی نهایت کوچک
با آسمانهای عظیم پرستاره
مهربانانه
همپیاله شدم !
تصویری راز آلود
خودم را ذره ای مطلق از ورطه ای لایتناهی حس کردم
با ستارگان چرخیدم
و قلبم
در اسمان
بند گسست





پابلو نرودا
دیدگاه ها (۲)

خاصیت آدم است اصلا...کوتاه که بیایی، بلند می آید!بگویی معذرت...

هیچ گاه :ﻧﻪ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺨﻨﺪﯾﺪﻧﻪ ﻗﻀﺎﻭﺗﺶ ﮐﻨﯿﺪ.ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪﺷﺎﯾﺪ ﺷ...

ﺟﺎﺩﻩ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻧﯿﺴﺖ !ﭘﯿﭽﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ " ﺷﮑﺴﺖ "ﺩﻭﺭ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍ...

ﺩﺭﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻦ...ﺳـــــــﺨﺖ ﺍﺳﺖ ...ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺩﺭﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻦ ﮐﻪ...ﻏــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط