مسـتِ یک دلبر شدم دیوانه گشتم عاقبت

مسـتِ یک دلبر شدم دیوانه گشتم عاقبت

گردِ شمعش سوخــتم پروانه گشتم عاقبت

رفتم از دستش بگیرم تـــا گرفتم پر کشید

آشنا گفتــم شوم بیگــانه گشتم عاقبت
دیدگاه ها (۲)

💞 هرقدَر پیچیده می‌خواهی💞 سوالت را بپرس💞 ساده پاسخ می‌دهممن ...

وقتی که تو نیستیدنیا چیزی کم داردمثل کم داشتنِ یک وزیدن، یک ...

از اولین باری که بوسیدمشفهمیدم حق با مادرم “حوا” بوده..گاهی ...

#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️#پــــارت_6با دیدن خون روی دستش اخمی کرد...

#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️#پــــارت_3جلو تر رفتماگه...اگه این موقع...

وقتی عموت بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط