وقتی به جرمِ چیدنِ سیب

وقتی به جرمِ چیدنِ سیب
تبعید شدیم
زمین خاکی بود
و..
خاکِ باران خورده
عجیب!
بوی دل انگیزی داشت
اندک اندک
زمین آسفالت شد
رنگها را شناختیم
و نقابها را ساختیم..
امروز
زمین است
و
ملیونها نقاب
و
اندیشۀ نارسای ما
کاش دلها در چهره ها بود ...
دیدگاه ها (۲۰)

وقتی به جرمِ چیدنِ سیب تبعید شدیمزمین خاکی بود و.. خاکِ بارا...

وقتی به جرمِ چیدنِ سیب تبعید شدیمزمین خاکی بود و.. خاکِ بارا...

شعر سیب حمید مصدق و جواب هاشعر اول رو حمید مصدق گفته بودتو ب...

بسم الله الرحمن الرحیم دلم گرفته... از زمونه، از آدم‌ها، از ...

عقرب عمره که تاتی تاتی رفت مغز همه رو راهی قاطی پاتی زدیه جف...

##فنجانی_چای_باخداقسمت چهل دومدل کندن از ته مانده ی آرامش زن...

سناریو ساسونارو # 🩸 «ماه و خورشید؛افسانه ی اشک و خون» ☀️## ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط