گوهر نشان
*** گوهر نشان ***
عزیز و دلربائی با نشان رفت -
دریغا , حسرتا. , کارامِ جان رفت -
شکیبا پیشه و دریایِ غیرت *
از این محنتسرا , دامن کشان رفت*
رسید آن زورقِ عمرش به ساحل -
شتابان سویِ ملکِ جاودان رفت -
به گلزارِ وفا , پژمرده یاسی *
گُلی زیبا , به تاراجِ خزان رفت *
فلک آتش زدی بر تار وپودم -
زِ هجرانی که آن سَروِ چمان رفت -
همی دانم عظیما , کز مشامم *
شمیمِ عطرِ یاس و ضیمران رفت *
به گلبانگِ حبیبم , گفته لبّیک -
که اینسان بی خبر , از دیدگان رفت -
***********************
شاعر = عبدالعظیم عربی از بندر امام
( سربندر ) و : بندرماهشهر
عزیز و دلربائی با نشان رفت -
دریغا , حسرتا. , کارامِ جان رفت -
شکیبا پیشه و دریایِ غیرت *
از این محنتسرا , دامن کشان رفت*
رسید آن زورقِ عمرش به ساحل -
شتابان سویِ ملکِ جاودان رفت -
به گلزارِ وفا , پژمرده یاسی *
گُلی زیبا , به تاراجِ خزان رفت *
فلک آتش زدی بر تار وپودم -
زِ هجرانی که آن سَروِ چمان رفت -
همی دانم عظیما , کز مشامم *
شمیمِ عطرِ یاس و ضیمران رفت *
به گلبانگِ حبیبم , گفته لبّیک -
که اینسان بی خبر , از دیدگان رفت -
***********************
شاعر = عبدالعظیم عربی از بندر امام
( سربندر ) و : بندرماهشهر
- ۱.۲k
- ۰۹ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط