حالاکه تو داری میری..نمیدونی بی تو چه زندگی سخته..چجوری ا

حالاکه تو داری میری..نمیدونی بی تو چه زندگی سخته..چجوری این دلو ساکت کنم بهش بفهمونم اخه اون دیگه رفته..حالا که تو داری میری جلو گریه هامو نمیگیری بدون..داری رد میشی ساده از کسیکه تو این بازی به پای تو همه چیشو باخته..
دیدگاه ها (۱)

عنوان: به عنوان دوست پسرت ( نیکولای گوگول)وقتی بیدار میشی و ...

رمان دخت من

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒هانا آن شب گریه نکرد.حداقل ...

part49. . یونجون بعد دوش گرفتن و پوشیدن لباساش با موهای خیس ...

رمان عشق ممنوع

پارت ۱۱

part 2ویو آناستازیا و گفتم چیز دیگه لازم ندارید خیلی سرد جوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط