جمعه ؛

جمعه ؛
گاهی شبیهِ دفترچه ی خاطراتی ست که هر بار ، گوشه ای لم می دهی و ورقش می زنی .
و چه می چسبد مرورِ خاطراتِ کودکی و آخرِ هفته هایی که در سهل انگاریِ کودکانه گذشت !
کودکی هایی که در هوایِ نابِ خانه ی پدری سپری شد ،
و شیطنت هایی که در دلِ کوچه هایِ خاکی و پر از خاطره ، جا ماند .
جمعه دلگیر نیست !
باید به روزهایِ خوبِ رسیده و نرسیده فکر کرد ،
باید خاطراتِ شیرینِ گذشته را ورق زد .
باید ساده گرفت ،
باید بی خیال بود ...



[پُستِ¹⁰⁰⁰]
{¹⁴⁰⁰.⁰⁹.¹²}
دیدگاه ها (۳۶)

"بازم از دست می برد نگهینگهی چون شراب مستی بخشچه نگاهی که هم...

درآشفته بازاری هاباید مواظب بود مباداوقتی که نگاهت سرگردان ب...

همیشه وسط حرف هایم حواسم پرت میشود و میگویم " چی داشتم میگفت...

ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻗﻠﺐ ﻫﺮﮐﺲﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﺸﺖ ﮔﺮﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺵ ﺍﺳﺖ ...ﻣﺸﺖ ﻣﯽ ﮐ...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓جونگ‌کوک چند ثانیه به دفترچه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط