مست بگو،راست بگو

مست بگو،راست بگو
تا شب یلداست بگو
تا نفسی هست بگو
هر چه دلت خواست بگو

خسته و بی تاب شدم
محو شدم،خواب شدم
خسته از این پنچره ها
منتظرت قاب شدم!!

گریه بر این حال کشید
اشک بر این فال کشید
بر تن بی دست خدا
نقش دو تا بال کشید

خواب شدم، پست شدم
با همه یکدست شدم
تشنه ی بی آب شدی
نیست از این هست شدم!!

تلخ بگو، راست بگو
تا‌شب یلداست بگو.....
تا نفسم هست بگو......
هر چه دلت‌خواست بگو.....

خسته و بی تاب شدم
محو شدم، خواب‌شدم
خسته از این پنچره ها
منتظرت قاب شدم...!!


شب یلدای همه عزیزان بهتر از جان مبارک،،تبریک میگم
دیدگاه ها (۲۵)

میدانی و می پرسی ام..؟؟ای چشم سخنگوی!!جز «عشق»سوالی به جواب ...

امروز تا تونستم گاز دادم و آلودگیایجاد کردم!!تا بتونم نقش کو...

بعضی روزها......انسان فقط خسته ست!!نه تنهاست..نه غمگین..فقط ...

اینکه بارون گرفتهاینکه اون تو راههاینکه فهمیده دوریبدترین اش...

سکوت پیستPart:⁹⁰وقتی این حرفو زدم نتونستم توی چشای تهیونگ نگ...

☆:*دستمو پشت گردنش بردمو بوسه رو عمیق تر کردم*♡:*لب بالایی س...

«فصل۲ The magic of lov »part ۹۶لازم تونستم اون هریسون رو بب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط