از راه که می‌رسی انگار

از راه که می‌رسی انگار
گله‌ای اسب وحشی
در دلم تاخت میکنند...


رضا کاظمی
دیدگاه ها (۱)

پرنده بود زنلَختی به شانه‌ی مرد نشستآوازی خواند ، پرید رفتو...

آمدم یاد تو از دلبه برونی فکنمدل برون گشتولی یاد تو با ماست ...

ره‌آورد

تو را دوست داشتمچنان که گویی توآخرین عزیزان منبر روی زمینیو ...

اونجا که رضا کاظمی میگه :دیروز با مردگان زندگی کردیم،امروز ب...

زائری بارانی ام، آقـا بـه دادم مـی رسی؟بی پناهم، خسته ام، تن...

دلم معجزه می خواهدمعجزه ای از جنس نگاه تو.... رضا جان🫀چهارشن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط