پارت دوازده

پارت دوازده
اروم کلشو تکون داد رفتم کنارش نشستم
جنی: چرا یک همچین کاری کردی وقتی از عاقبتش خبر داشتی (مهربونانه)
کارا: خب نمیشه کع همه ازش بترسن
جنی: خب به بعدش فکر نکردی؟
کارا: اهمیتی نداشت تهش مرگه
جیمین: نرینی بابا! فردا مهمونی دعوتیم وای به حالت اگه زخما بمونه رو تنت
کارا: حالا نه اینکه من کردم
اون دوتا داشتن بحث میکردن من رفتم بالا به تهیونگ سر بزنم
جنی:(جیغ)...............
فردا
نویسنده ویو
همه با چشم های پف کرده از گریه های شدیدی که دیشب کردن نشستن
تهیونگ: بسه دیگه یه غلطی کردم به دل نگیرین
کارا: گمشو بابا ریدم تو خودم
جنی خیلی ساکت بود و این اصلا طبیعی نبود جونگکوک گفت: جنی
جنی: جان!(تازه به خودش اومد)
جونگکوک: میخوای کسیو بگای؟
جنی: اره
جونگکوک: کی؟
جنی: تهیونگ (لبخند ملیح)
تهیونگ: اوه نو اوه نو اوه نو نو نو نو
نامجون: تهیونگ چه گهی خوردی؟
تهیونگ: هیچی یه خراش کوچولو رو دستم بود
جنی: کوچولو؟ تو عمرم اون همه خونو یجا ندیده بودم (جنی دکتره)
نامجون: ببینم دستتو
تهیونگ دستشو اورد جلو. دست باند پیچی شده و مرتب بود
نامجون: خاک بر سرت ادم بکشی انقدر باند پیچی نمیکنی
تهیونگ سرشو با خجالت پایین اورد و لباش رو روی هم فشرد (ننههههه)

شرط: لایک:10 کامنت:5
بچه ها خواهش میکنم کامنت بزارین حتی یک نفرم میتونه کامنت هارو پر کنه!
دیدگاه ها (۱۴)

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

ستاریو درخواستی

Otagh baghli Part 53 میخواستم تلافی کنم ولی خب حوصلش رو نداش...

گل خونی پارت  38- چرا من  من بگم تو چرا قبول کردیتهیونگ و شو...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

part ۴۰جونگکوک« خوب بیا از این طرف آهان رسدیم»& وایی اینا خی...

عشق بعد نفرت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط