دوستداران کوروش پاسخ می دهند
دوستداران کوروش پاسخ می دهند
متن تحریفی و دروغین:
کوروش پرستها هرگز به شما نخواهند گفت، بابل چنان متمدن بوده که پادشاه عادلش “حمورابی” ۱۳۰۰ سال پیش از تولد کوروش و امپراتوری هخامنشی!!! در کتیبه معروف حمورابی، حدود ۳۰۰ قانون در باب حقوق جزا، حقوق مدنی، حقوق تجارت و…، برای اداره کشورش نگاشته و در حقیقت باید به کتیبه او، منشور حقوق بشر بگویند و نه به کتیبه کوروش که چیزی جز تقلید از شاهان پیشین بابل و لفاظی نیست!
پاسخ:
منظور از کوروش پرست را نمی دانیم ولی دوست داران کوروش به شما خواهند گفت که آن کتیبه حمورابی که اینگونه آن را ستایش میکنید، فقط یک کتیبه تبلیغاتی بود!!!
کوروش ستیزان بهتر است بدانند که اسناد و مدارک حقوقی دیگری هم زمان با قانون حمورابی به دست آمده که با قانون حمورابی تناقض دارند. از یک سو، در میان این اسناد فراوان مسائل حقوقی بسیاری مطرح شده بود که در قانون حمورابی نبود و از سوی دیگر، هیچ اشاره روشنی به قانون حمورابی وجود نداشت. به علاوه گاه مسئله واحد در قانون حمورابی و اسناد همزمان به طرق متفاوت و متعارض حل شده بود. حمورابی (و برخی شاهان دیگر) برای نشان دادن حکمت و خردمندی خود چنین مجموعهای را ساخته و منتشر کرده تا به مردم و آیندگان و نیز به خدایان نشان دهد که این پادشاه عادل برای دادگستری اهمیت فراوان قائل بوده است و دانش و خرد او از طریق احکام مندرج در مجموعه آشکار شود. حداکثر میتوان گفت ساختن و تدوین برخی از این مادههای حقوقی بر مبنای تصمیمات شخص حمورابی بوده است.
(بادامچی، ۱۳۹۲: صص ۶-۷)
در حالی که اسناد و مدارک گوناگون نشان میدهند که محتویات استوانه کوروش کاملا واقعیت را بیان می کنند.
افزون بر این قانون حمورابی با استوانه کوروش تفاوت اساسی دارد. حمورابی برای ظاهرسازی و اینکه به مردم خود بگوید من شاه عادلی هستم قوانینی برای ملت خود تدوین کرده است اما استوانه کوروش گزارشی از پادشاهی است که از جای دیگرآمده است و با مردم مغلوب ملت دیگری برخورد انسانی میکند.
با اینکه شاهان بیگانه پیش از کوروش به بابل تاخته بودند و برخی در بابل دست به انجام ساخت و سازهایی زده بودند، اما بابل در طول تاریخ طولانی خود پیش از کوروش، هرگز چنین رفتاری را تجربه نکرده بود. فرمانروایان و فاتحان پیش از کوروش در صورتی که مردمان شکست خورده را کشتار نمیکردند، همواره آنان را از سرزمین مادری خود به سرزمینهای دوردست کوچ میدادند. کوروش تنها فاتحی است که برخلاف فرمانروایان پیش از خود، نه تنها مردمان را از خانههایشان کوچ نداد، بلکه کوچ دادهشدگان را به سرزمینهای مادریشان بازگرداند که این کار در تاریخ بیسابقه است.
(رزمجو، ١۳۸۹: ص ۷۲)
کوروش رسم تازهای در تاریخ بنیان نهاد که افتخار را نه در تاراج و ویرانی شهرها و کشتار مردم، بلکه در رسیدگی به آنان و آزادی دادن به مردم برای ادامهی راه و روش زندگیشان بهشمار میآورد.
(همان: ص ۷۳)
حمورابی صرفا برای ملت خود قوانینی تدوین کرد که حتی در موارد زیادی اجرا هم نشد؛ آن هم قوانینی که امروز دیگر قدیمی شدهاند و کاربرد ندارد. کافی است همان قوانین حمورابی را بخوانید و ببینید بامعیارحقوق بشر کنونی چگونه تفسیر میشود!! البته قانون حمورابی با توجه به شرایط زمان خود قابل توجه است.
اما مفاهیمی مانند رهایی و آزادی و احترام به ادیان، مفاهیمی انسانی در استوانه کوروش هستند که هنوز هم مورد توجه میباشند.
به قول دکتر دینانی منشور کوروش زنده است…
نوشتار اصلی:
http://kheradgan.ir/?p=15062
خردگان (http://kheradgan.ir/)
متن تحریفی و دروغین:
کوروش پرستها هرگز به شما نخواهند گفت، بابل چنان متمدن بوده که پادشاه عادلش “حمورابی” ۱۳۰۰ سال پیش از تولد کوروش و امپراتوری هخامنشی!!! در کتیبه معروف حمورابی، حدود ۳۰۰ قانون در باب حقوق جزا، حقوق مدنی، حقوق تجارت و…، برای اداره کشورش نگاشته و در حقیقت باید به کتیبه او، منشور حقوق بشر بگویند و نه به کتیبه کوروش که چیزی جز تقلید از شاهان پیشین بابل و لفاظی نیست!
پاسخ:
منظور از کوروش پرست را نمی دانیم ولی دوست داران کوروش به شما خواهند گفت که آن کتیبه حمورابی که اینگونه آن را ستایش میکنید، فقط یک کتیبه تبلیغاتی بود!!!
کوروش ستیزان بهتر است بدانند که اسناد و مدارک حقوقی دیگری هم زمان با قانون حمورابی به دست آمده که با قانون حمورابی تناقض دارند. از یک سو، در میان این اسناد فراوان مسائل حقوقی بسیاری مطرح شده بود که در قانون حمورابی نبود و از سوی دیگر، هیچ اشاره روشنی به قانون حمورابی وجود نداشت. به علاوه گاه مسئله واحد در قانون حمورابی و اسناد همزمان به طرق متفاوت و متعارض حل شده بود. حمورابی (و برخی شاهان دیگر) برای نشان دادن حکمت و خردمندی خود چنین مجموعهای را ساخته و منتشر کرده تا به مردم و آیندگان و نیز به خدایان نشان دهد که این پادشاه عادل برای دادگستری اهمیت فراوان قائل بوده است و دانش و خرد او از طریق احکام مندرج در مجموعه آشکار شود. حداکثر میتوان گفت ساختن و تدوین برخی از این مادههای حقوقی بر مبنای تصمیمات شخص حمورابی بوده است.
(بادامچی، ۱۳۹۲: صص ۶-۷)
در حالی که اسناد و مدارک گوناگون نشان میدهند که محتویات استوانه کوروش کاملا واقعیت را بیان می کنند.
افزون بر این قانون حمورابی با استوانه کوروش تفاوت اساسی دارد. حمورابی برای ظاهرسازی و اینکه به مردم خود بگوید من شاه عادلی هستم قوانینی برای ملت خود تدوین کرده است اما استوانه کوروش گزارشی از پادشاهی است که از جای دیگرآمده است و با مردم مغلوب ملت دیگری برخورد انسانی میکند.
با اینکه شاهان بیگانه پیش از کوروش به بابل تاخته بودند و برخی در بابل دست به انجام ساخت و سازهایی زده بودند، اما بابل در طول تاریخ طولانی خود پیش از کوروش، هرگز چنین رفتاری را تجربه نکرده بود. فرمانروایان و فاتحان پیش از کوروش در صورتی که مردمان شکست خورده را کشتار نمیکردند، همواره آنان را از سرزمین مادری خود به سرزمینهای دوردست کوچ میدادند. کوروش تنها فاتحی است که برخلاف فرمانروایان پیش از خود، نه تنها مردمان را از خانههایشان کوچ نداد، بلکه کوچ دادهشدگان را به سرزمینهای مادریشان بازگرداند که این کار در تاریخ بیسابقه است.
(رزمجو، ١۳۸۹: ص ۷۲)
کوروش رسم تازهای در تاریخ بنیان نهاد که افتخار را نه در تاراج و ویرانی شهرها و کشتار مردم، بلکه در رسیدگی به آنان و آزادی دادن به مردم برای ادامهی راه و روش زندگیشان بهشمار میآورد.
(همان: ص ۷۳)
حمورابی صرفا برای ملت خود قوانینی تدوین کرد که حتی در موارد زیادی اجرا هم نشد؛ آن هم قوانینی که امروز دیگر قدیمی شدهاند و کاربرد ندارد. کافی است همان قوانین حمورابی را بخوانید و ببینید بامعیارحقوق بشر کنونی چگونه تفسیر میشود!! البته قانون حمورابی با توجه به شرایط زمان خود قابل توجه است.
اما مفاهیمی مانند رهایی و آزادی و احترام به ادیان، مفاهیمی انسانی در استوانه کوروش هستند که هنوز هم مورد توجه میباشند.
به قول دکتر دینانی منشور کوروش زنده است…
نوشتار اصلی:
http://kheradgan.ir/?p=15062
خردگان (http://kheradgan.ir/)
- ۳.۲k
- ۲۸ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط