عاقبت روزی بهار خنده‌هامان می‌رسد

عاقبت روزی بهار خنده‌هامان می‌رسد
پس بیا با عشق، فصل بغض‌مان را رد کنیم...

#قیصر_امین_پور
دیدگاه ها (۱)

با صد هزار زخمِ زبان، زنده‌ام هنوزگردون گمان نداشت، به این س...

گر ز مسیح پرسدت، مُرده چه‌گونه زنده کرد؟بوسه بده به پیشِ او ...

به میان حبس، ناگه قمری مرا قرین شدکه فکند در دماغم هوسش هزار...

به هر چه آری از نیک و از بد به جای بد از خویشتن بین و نیک از...

بهار

از عطر بهار نارنج ها‌ی حیاطمان نویدی از عشق می رسد. به گمانم...

نذر کرده اميک روزی که خوشحال تر بودمبيايم و بنويسم کهزندگی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط