my ex
my ex
p.44
ا.ت هنوز گوشی توی دستش بود، ولی انگار وزنش چند برابر شده بود. جونگکوک از جا بلند شد، قدمهای آروم ولی عصبی میزد.
-کی بهت زنگ زد؟
صداش آروم بود، اما زیرش یه جرقه خشم حس میشد.
ا.ت نفسشو بیرون داد. +یه نفر از شرکت… غیررسمی. فقط گفتن تیم امنیت داره بررسی میکنه.
جونگکوک نزدیکتر شد. -اگه کسی این کارو کرده باشه… بهت نزدیک بوده. چون دقیقاً میدونسته کی تو استودیویی.
ا.ت دستش یخ کرد. +جونگکوک… یعنی یکی منو هدف گرفته؟(نه! کی گفته؟ فقط یه روانی و بیکار بوده! د آخه نفهمممممم)(خودم دارم سر فیکی که خودم مینویسم فشار میخورم😐 منطقیه دیگه نه؟😐😐)
یه لحظه سکوت شد. جونگکوک جلوش ایستاد، دستش رو گذاشت روی میز میکاپ، خم شد سمتش.
-من نمیذارم کسی بهت نزدیک بشه، فهمیدی؟(بم) (خدا بده شانس)
ا.ت تو چشماش نگاه کرد. اون نگاه یه چیزی بین عصبانیت و ترس بود، ولی از نوع محافظتگرانه.
+تو چرا اینقدر درگیرش شدی؟
جونگکوک نیملبخند زد، خیلی کوتاه.
-چون سه روزه هر وقت چشمام رو میبندم، تصویرت روی زمین میاد جلوی چشمم.(زر میزنه بابا عاشقه)
ا.ت نتونست جواب بده. گلویش خشک شد.
در همین لحظه، در استودیو با صدای محکمی باز شد. هر دو برگشتن.
یکی از اعضای تیم امنیت وارد شد. مردی قدبلند، با لباس مشکی و چهره جدی.
نگاهش مستقیم رفت روی ا.ت.
اون تیم امنیتیه:باید با شما صحبت کنیم. الان.
جونگکوک یک قدم جلو رفت، انگار میخواست بینشون بایسته.
-موضوع چیه؟
مرد بدون هیچ مکثی گفت:
احتمال داره کسی از داخل گروه، یا تیمهای نزدیک، اطلاعات شما رو لو داده باشه.(صبحت بخیر عزیزم با آنکه گفته بودی دیشب خدانگهدار.....دیگه بقیه آهنگ رو نمیدونم🤣)
ا.ت قلبش فرو ریخت.
+چــی؟(nothing special)
مرد ادامه داد:
و تنها کسی که دقیق میدونست شما اون ساعت تو استودیو هستید… یک نفره.
جونگکوک اخماش رفت تو هم. -کی؟
مرد نگاهش رو از ا.ت برنداشت:
کسی که به شما خیلی نزدیکه.
ا.ت حس کرد زمین زیر پاش خالی شد.
جونگکوک یک لحظه برگشت سمتش، چشمهاش پر از سؤال بود.
-ا.ت…؟ تو به کی اعتماد داری؟
قبل از اینکه ا.ت جواب بده، صدای نوتیفیکیشن گوشیاش بلند شد. یه پیام.
از یه شماره ناشناس.
فقط یک جمله:
نوبت بعد… اون از پنجره نجاتت نمیده.(قضیه دارک شد آخ آخ)
ا.ت سردش شد.
جونگکوک گوشی رو از دستش گرفت. نگاهش تاریک شد.
-تمومش میکنیم. هر کی هست… پیداش میکنیم.
هیجان تازه شروع شده بود (دوددددددرورووددددد)
این بار نه با آتیش…
با تهدید........
ادامه دارد.......
خماریییییی
و اینجاست که فالوور ها انواع فحش رو نثارم میکنن🤣🕺🏻
p.44
ا.ت هنوز گوشی توی دستش بود، ولی انگار وزنش چند برابر شده بود. جونگکوک از جا بلند شد، قدمهای آروم ولی عصبی میزد.
-کی بهت زنگ زد؟
صداش آروم بود، اما زیرش یه جرقه خشم حس میشد.
ا.ت نفسشو بیرون داد. +یه نفر از شرکت… غیررسمی. فقط گفتن تیم امنیت داره بررسی میکنه.
جونگکوک نزدیکتر شد. -اگه کسی این کارو کرده باشه… بهت نزدیک بوده. چون دقیقاً میدونسته کی تو استودیویی.
ا.ت دستش یخ کرد. +جونگکوک… یعنی یکی منو هدف گرفته؟(نه! کی گفته؟ فقط یه روانی و بیکار بوده! د آخه نفهمممممم)(خودم دارم سر فیکی که خودم مینویسم فشار میخورم😐 منطقیه دیگه نه؟😐😐)
یه لحظه سکوت شد. جونگکوک جلوش ایستاد، دستش رو گذاشت روی میز میکاپ، خم شد سمتش.
-من نمیذارم کسی بهت نزدیک بشه، فهمیدی؟(بم) (خدا بده شانس)
ا.ت تو چشماش نگاه کرد. اون نگاه یه چیزی بین عصبانیت و ترس بود، ولی از نوع محافظتگرانه.
+تو چرا اینقدر درگیرش شدی؟
جونگکوک نیملبخند زد، خیلی کوتاه.
-چون سه روزه هر وقت چشمام رو میبندم، تصویرت روی زمین میاد جلوی چشمم.(زر میزنه بابا عاشقه)
ا.ت نتونست جواب بده. گلویش خشک شد.
در همین لحظه، در استودیو با صدای محکمی باز شد. هر دو برگشتن.
یکی از اعضای تیم امنیت وارد شد. مردی قدبلند، با لباس مشکی و چهره جدی.
نگاهش مستقیم رفت روی ا.ت.
اون تیم امنیتیه:باید با شما صحبت کنیم. الان.
جونگکوک یک قدم جلو رفت، انگار میخواست بینشون بایسته.
-موضوع چیه؟
مرد بدون هیچ مکثی گفت:
احتمال داره کسی از داخل گروه، یا تیمهای نزدیک، اطلاعات شما رو لو داده باشه.(صبحت بخیر عزیزم با آنکه گفته بودی دیشب خدانگهدار.....دیگه بقیه آهنگ رو نمیدونم🤣)
ا.ت قلبش فرو ریخت.
+چــی؟(nothing special)
مرد ادامه داد:
و تنها کسی که دقیق میدونست شما اون ساعت تو استودیو هستید… یک نفره.
جونگکوک اخماش رفت تو هم. -کی؟
مرد نگاهش رو از ا.ت برنداشت:
کسی که به شما خیلی نزدیکه.
ا.ت حس کرد زمین زیر پاش خالی شد.
جونگکوک یک لحظه برگشت سمتش، چشمهاش پر از سؤال بود.
-ا.ت…؟ تو به کی اعتماد داری؟
قبل از اینکه ا.ت جواب بده، صدای نوتیفیکیشن گوشیاش بلند شد. یه پیام.
از یه شماره ناشناس.
فقط یک جمله:
نوبت بعد… اون از پنجره نجاتت نمیده.(قضیه دارک شد آخ آخ)
ا.ت سردش شد.
جونگکوک گوشی رو از دستش گرفت. نگاهش تاریک شد.
-تمومش میکنیم. هر کی هست… پیداش میکنیم.
هیجان تازه شروع شده بود (دوددددددرورووددددد)
این بار نه با آتیش…
با تهدید........
ادامه دارد.......
خماریییییی
و اینجاست که فالوور ها انواع فحش رو نثارم میکنن🤣🕺🏻
- ۴۳۰
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط