گفتـــم روم کـه چشمت...................

گفتـــم روم کـه چشمت...................
مایل به خواب نـاز است .....................

بگشــــود زلف و گفتـــــا................
بنشین که شب‌دراز است......................
دیدگاه ها (۶)

مهتاب بگو نگار من خوابیده............؟ آغوش گشوده یا چو در غ...

ای جوابِ هر سوالم، شب بخیر.............. ماهِ خفته در خیالم،...

چه مبــارک است این غم...................... که تـــو در دلـ...

من خنده زنم بردل.دل خنده زند بر من اینجاست که می‌خندد.دیوان...

روزم به غم و شبم به شب میگذرداین عمر عزیز من عجب میگذرداز بس...

احتیــــاج شـــدیدی بـــه دراز کشــــیدن داشتــــم، دلـــم م...

ای اهل صبوح در چه کاریدشب می‌گذرد روا مداریدماننده آفتاب رخش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط