اگر قرار بود

اگر قرار بود
از “عشق “
رنگ عشق را نقاشی کنند ..
بی شک
شبیه چشمانت بود!
همان “چشمانی “ که،
اگر صدایت نمی توانست بگوید
با نگاهت هزاران کلمه با من حرف میزد
بی آنکه واژه ای گفته شود ...
سامیه_آبیار .
دیدگاه ها (۱۶)

مادربزرگ همیشه انبوهی رختخواب داشت...خیلی وقت ها میگفت :شب ب...

چشمانش را تنگ کردبه دنبال او...در گوشه گوشه‌ی خانه...گوشه گو...

بوی مستی سماوربوی ایوان قدیمیسه سبد عطر شقایقکلی آدمِ قدیمی...

"دوستت دارم" ؟ نمی دانم شاید عجیب ترین کلمه ای است که شنیده ...

ای ماهترین من ، .. ای از همگان خوشتر ...آن چشم خمار تو بر ای...

[کوجا]اولین تله ای که روباه از آن جست آرواره های مادرش بود.و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط