شازده کوچولو هر وقت
شازده کوچولو هر وقت
دلش میگرفت
رو به کوه میکرد
و با پژواک صدای خودش
درد دل میکرد
به اوگفتن چرا با آدم ها
صحبت نمیکنی برگشت
گفت به آدم ها معتاد میشوم
و همینکه طرفت فهمید
کاملا وابسته ای شروع به
بهانه گیری میکند
با چند قطره اشک عشقش رو عوض میکند
و با خنده ای که برای تو کرد
کسی دیگر را انتخاب میکند
امان از آدم ها ...
ولی این کوه سال ها با من دوست
و راستش رو بخواهی
میخواهم کنارش بمانم
دلش میگرفت
رو به کوه میکرد
و با پژواک صدای خودش
درد دل میکرد
به اوگفتن چرا با آدم ها
صحبت نمیکنی برگشت
گفت به آدم ها معتاد میشوم
و همینکه طرفت فهمید
کاملا وابسته ای شروع به
بهانه گیری میکند
با چند قطره اشک عشقش رو عوض میکند
و با خنده ای که برای تو کرد
کسی دیگر را انتخاب میکند
امان از آدم ها ...
ولی این کوه سال ها با من دوست
و راستش رو بخواهی
میخواهم کنارش بمانم
- ۸۵۸
- ۰۴ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط