شب که فرا رسید

شب که فرا رسید

در کنار سفره شب بنشین

شمع خاموش را روشن کن تا که اشکش به چکد بر پیکر او

خود را در آینه دل‌ بیارا

پنجره را باز کن تا پروانه و قاصدک هردو با هم بدرون آیند

گل‌ زیبای یاس را کنار شمع افروخته بذار

ماه که از پنجره سرک کشید

ستاره شیطون که خودشو انداخت تو کوچه ای

قاصدک که پاور چین از پنجره خودرا انداخت بدرون

شبنم که عاشقانه بر برگ گًل ناز نشست

فال حافظ بگشا و به خوان

یار گم گشته باز آید غم مخور
#عشق
دیدگاه ها (۲)

تعداد چشمه هایی که موسی برای قومش جوشانید 12 تا بودتعداد ماه...

زندگی پانتومیم است حرف دلت را به زبان آوری باخته ای!! …برای ...

سیزده بدر تان پیشاپیش مبارک وشاد باشدسیزدهمین روز فروردین،رس...

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

خانه ای در کنار میدان نبرد پارت ۲

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝘼𝙛𝙩𝙚𝙧 𝙎𝙩𝙤𝙧𝙮 : (real end)تهیونگ کی...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁷دود کم‌کم از بین می‌رفت ...

My professorChapter:2Part:118سئول | ساعت ۲۲:۳۷شب سردتر از هم...

سایه کاپل: جونگ کوک ، سویونسبک؟ تک پارتی ( Rose ) _ "نه.. نه...

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:4می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط