گاهےدلم میخواهد؛

گاهےدلم میخواهد؛
وسط جاده زندگےبایستم...
تاتمام وجود دادبزنم..
خسته امــ...
خسته ارتمام لحظه ها؛
خسته از تمام دیدها؛
خسته از تمام حرفها؛
خسته از تمام شنیده ها؛
خسته از تمام آدمهاے
که روزےباورم بودند...
دیدگاه ها (۲)

شنیدم وقتے که میرفتــ؛ردپایش را پاک میکرد...به او بگویدبیخیا...

چقدر سخت استـــ...تمام استخاره هاےدنیابدبیادبراے بودن با کسے...

عشق براے مردها؛ همچون یک زخم عمیق مےماند؛به همین دلیل؛بےآنکه...

آسمان شهرتاریک استــــماه من بیا؛لحظه پرواز نزدیک استــماه م...

💘🥀... چقدر خسته اند لحظه هاثانیه ها تکراریو افتاب خیال بارید...

عشق در دنده آخرپارت : ۵۶ صدای کشیده شدن لاستیک‌ها روی آسفالت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط