رمان و سناریو دراکو

رمان و سناریو دراکو
من و دراکو باهم رابطه داشتیم و همه چیز عالی بود تا اینکه به مهمانی مالفوی ها دعوت شدم با دراکو رفتیم و دیدم که دراکو همش دست پاچه است و به من نگاه می کنه ازش پرسیدم دراکو حالت خوبه دراکو:اره ولی باید به چیزی بهت بگم آ/ت:بگوو دراکو:ما باید زودتر ازدواج کنیم چون.... آ/ت :چون چی دراکو:چون آزمایشات اومده اون شبی که باهم خوابیدیم تو حامله شدی آ/ت:چیییی
بقیشش پارت بعدد🫠💍
دیدگاه ها (۰)

ادیت خودم 🫠گند زدماصکی با اجازه

#دراکو_مالفوی #هری_پاتر #دریکو

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط