NH

NH
عشق با ما کردی اما زندگی با دیگری
تا به حالا نوبت ما بود حالا دیگری؟
گفته بودی که مرا وقت سفر خواهی شناخت
عاقبت بار سفر بستی ولی با دیگری!
رسم دنیا بر همین بوده که عمری باغبان
پای گل می بارد و می چیند آن را دیگری..
من که نفرینت نکردم..روزی اما می دهد
پاسخ کار تو را حالا خدا،یا دیگری
دیدگاه ها (۴)

دیوانه ودلبسته ی اقبال خودت باشسرگرم خودت عاشق احوال خودت با...

شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟مانده ام در طلبت غرق تمنا...

هی فکر می کنم که چگونه؟ چرا؟ چطور؟من سال هاست گریه نکردم، شم...

شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟مانده ام در طلبت غرق تمنا...

پارت جدید از ساختمان شرکت اومدی بیرون خیلی دیرت شده بود ...

داستان سهراب و پریسا نویسنده مرتضی متقیان

نمیتوانم بتو تکیه کنم نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط